سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٤
شاگردان خود و فعاليت آنها براى مرجعيت ايشان، مىفرمود:
من راضى نيستم كسانى را كه به من علاقه مند هستند، علاقه شان از قلب تجاوز نمايد و آن را ابراز نمايند. هر كسى به من علاقه دارد بگذارد در همان محدوده قلب بماند. كسى براى رياست من، حتى يك وجب هم قدم بر ندارد. «١» حجةالاسلام مرتضى تهرانى مىگويد:
هر كارى ايشان مىكردند، انگيزهاى جز طلب رضاى خداى متعال يا اطاعت او نداشتند، ايننوع از انگيزه كه از عاليترين انگيزههاى يك مؤمن است در مسير زندگى و حيات طبيعى خودش آنقدر در ايشان صفا و نورانيّت به وجود آورده بود كه فكرشان، ديدشان و تشخيصشان الهى شده بود. «٢» ٢- اخلاص در گفتار امام (ره) از مصاديق اين آيه از قرآن كريم است كه مىفرمايد:
«... وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيّاً» «٣» و سخن نيكو و آوازه بلند به آنها ارزانى داشتيم.
گفتار او سرشار از معارف و اخلاص نسبت به حق بوده و در جويندگان حقيقت تأثيرى بسزا داشت.
يكى از شاگردان او مىگويد:
كلمات ايشان آنقدر دلنشين بود كه گمان ندارم كسى از مستمعين موعظه ايشان، لحظهاى از لحظات مواعظ ايشان را فراموش كرده باشد. در بعضى