سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٩
انگيزه بعثت را در اين آيه شريفه ذكر مىفرمايد كه: خداى تبارك و تعالى كه در بين امّيين و بى سوادها و كسانى كه تربيت و تعليم الهى نداشتهاند، رسول فرستاده است تا اينكه آيات خدا را بر آنها قرائت كند و آنها را با قرائت آيات قرآن و تربيتهايى كه خود او شده است در تعليمات الهى، آنها را به مردم عرضه كند و تزكيه كند آنها را و تعليم كند بر آنها كتاب و حكمت را ... به تعبير «هوالذى: اوست كه اين كار را كرده است.» كانّه يك مطلب با اهميتى است كه مىفرمايد: «هوالذى بعث: آن است كه فرستاده است بين مردم «و همه عالم امّى هستند، حتى آنهايى كه به حسب ظاهر درسهايى خواندهاند و به حسب ظاهر صنايعى را مىدانند و مسائلى را اطلاع بر آن دارند، لكن همه آنها نسبت به آن تربيتى كه از جانب خدا به وسيله انبيا به آنها مىشود، همه امّى هستند، همه در ضلال مبين هستند «١» ٥- اراده فردى خداوند متعال، همه اسباب و علل تهذيب و ترقى را براى انسان فراهم كرده و پيامبران، اوليا و علماى ربانى را نيز موظف كرده كه به تعليم و تربيت انسانها همت گمارند و او را از تاريكىها به سوى نور ببرند. اما همه اينها حدود نيمى از كار تربيت و تعليم را عملى مىسازد و نيم ديگر كار بستگى به عزم و اراده و همت انسان دارد. يعنى تنها در صورتى كه آدمى عزمش را جزم كند و تصميم بگيرد كه اين راه را طى كند با كمك آن اسباب و عوامل به اين مهم، موفق خواهد شد. قرآن مجيد به پيامبر مىفرمايد: