سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢٠
انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان دادهاند كه از درياى خروشان وحدت و انسجام آنان چيزى كم نشده و نخواهد شد و جهان خواران، ان شاء اللّه، تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدّس مردم را به گور خواهند برد. «١» گاهىنيز، ملّت سلحشور و انقلابى را مايهافتخاراسلام مىداند و متواضعانه افتخارمىكند كه با چنين ملّتى دمساز است:
امروز مىبينيم كه ملّت ايران از قواى مسلّح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج [گرفته] تا قواى مردمى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبههها و مردم پشت جبهه با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مىكنند و چه حماسهها مىآفرينند ... اسلام بايد افتخاركند كه چنين فرزندانى تربيت نموده و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملّتى مىباشيم. «٢» من با جرأت مدّعى هستم كه ملّت ايران و توده مليونى آن در عصر حاضر، بهتر از ملّت حجاز در عصر رسول اللّه صلّى عليه و آله و سلّم و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن على صلوات اللّه و سلامه عليهما مىباشند «٣» ج- سپاسگزارى از گروهها و شخصيتها امام خمينى علاوه بر تشكر و قدردانيهاى مكرر از عموم ملّت، خدمات برجسته و تلاشهاى بىدريغ جمعيتها، ارگانها و افراد و شخصيتها را