سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٧
هر يك از آنها كه از بين رفت، چه فردى و چه اجتماعى، ملت ما قوىتر شد و انسجام ملت بيشتر شد و بيدارى آنها زيادتر شد. «١» امام، عالم ربّانى و مؤمن واقعى بود و مسائل را با بصيرتى الهى ارزيابى مىكرد. بهتعبير پيامبر صلى الله عليه و آله:
«الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ» «٢» مؤمن با نور خدا [به مسائل] مىنگرد.
از اين رو، هيچ گاه در تصميمگيريها دچار حيرانى و سرگردانى نشد و با قاطعيت و اطمينان، در مسائل اظهار نظر كرد. آيةاللّه موسوى اردبيلى در اين باره چنين مىگويد:
قدرت تصميمگيرى امام، يكى از بزرگترين امتيازات اوست و به حق مىتوان ادعا كرد يكى از مهمترين عواملى كهدر همه مراحل انقلاب، راهگشا بوده و ما بارها آن را تجربه كرديم اين بود كه هيچ مسألهاى براى امام مبهم نبود؛ امام، هميشه راه را به روشنى مىديد وتصميم مىگرفت. «٣» هم او مىگويد:
دولت موقت تصميم گرفت بدون اينكه امام را در جريان بگذارد، استعفا بدهد. من، شهيد بهشتى و شهيد باهنر به قم عزيمت كرديم تا امام را در جريان بگذاريم و نظرش را جويا شويم. پس از طرح مسأله، امام به طور ساده و عادى فرمودند: من عقيدهام اين است كه استعفا را بپذيرم! مسألهاى