سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٥
با اطمينان كامل آن را شروع كرد، ديگر معنا نداشت كه از كمى امكانات يا نبودن نفرات، هراسى به خود راه دهد. بلكه از كسى همانند او، انتظار مىرفت كه با شجاعت هر چه تمامتر، مبارزه را شروع كند و چنين نيز كرد. آية الله شهيد سعيدى نقل كرده است:
خدمت امام، عرض كردم: شما را [در مبارزه و در مقابل شاه] تنها مىگذارند. فرمود: اگر جن و انس يك طرف باشند و من يك طرف، حرف همين است كه مىگويم. «١» دهه فجر انقلاب نيز- كه براى همه روزهاى اضطراب و دلهره بود- هيچ گونه خللى در اراده پولادين امام ايجاد نكرد و او با آرامشى وصف ناپذير، پيروزى را در چند قدمى خويش مىديد. آية الله حسين نورى در اين باره مىگويد:
امام بهكار خود، صد در صد مطمئنبود و به پيروزىو پيشرفت كار خوديقين داشت، قبل از آنكه رژيم [شاه] سقوط كند، در مدرسه رفاه خدمت او رسيدم و عرض كردم: آقا، شما كارى بكنيد؛ به مردم اعلانكنيد كهنمايندگان مجلس را عزلكنند تا مجلس سقوطكند. امامفرمود: خير، كار به آنجا نمىرسد، اين دو سه روزه، اينها از بين مىروند و رژيم سقوط مىكند! «٢» ب- پس از پيروزى بدون ترديد، مشكلات پس از پيروزى، به مراتب از مشكلات دوران