سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٦
كارى كه همه بايد بكنند من هم همان كار را مىكنم.» و كفشهايشان را همانجا بيرون آوردند. «١» د- برخورد پير جماران با بچهها او كه مصداق بارز اشدّاء على الكفّار بود و با لحنى آتشين گفت:
آمريكا هيچ غلطى نمىتواند بكند در برابر كودكان متواضع بود و خود را خادم آنها مىدانست و مىفرمود:
من خدمتگزار شما بچهها هستم، شما بچههاى خود من هستيد، من به شما ارادت دارم، اخلاص دارم، محبت دارم، «٢» با همان دستى كه به قلم برده و حكم اعدام سلمان رشديها را صادر مىكند در جواب نامه كودكان مىنويسد:
فرزندان عزيزم! نامه محبت آميز شما را قرائت كردم، كاش شما عزيزان مرا نصيحت مىكرديد كه محتاج آنم. «٣» او در برابر وزير امور خارجه كشور كمونيستى روى تخت نشسته، پايش را كشيده و پاسخ نامه گورباچف را گوش مىدهد، امّا وقت سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) ١٨٣ شخصيت مستقل امام ص : ١٨٢ ى فرزند شهيدى به نزدش مىآيد او را به آغوش كشيده و نوازش مىكند. يكى از فرزندان شاهد، صفاى ديدار با آن باباى مهربانش را چنين توصيف مىكند:
رفتم پيش آقا و بعد نشستم توى بغلش بعداً برايش شعر خواندم: