سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٣
در ميان نيروهاى مسلمان نيز افرادى يافت مىشدند كه سادهلوحانه با افكار انقلابى امام سر ستيز داشتند و مىكوشيدند تا او را از اوج انديشههاى خويش به زير بكشند و با خود همراه سازند. ولى آن عارف ربّانى با قدرت و قاطعيت و گاه تنها و بىياور به راه خود ادامه داد و هر مانعى را از پيش پا برداشت تا انقلاب اسلامى را به پيروزى برساند. بنيانگذار جمهورى اسلامى از مقدس مآبان متحجّر و كارشكنى آنها چنين ياد مىكند:
... تنها راه حل، مبارزه و ايثار و خون بود- كه خداوند وسيلهاش را آماده نمود- علما و روحانيت متعهد، سينه را براى مقابله با هر تير زهرآگينى كه به طرف اسلام شليك مىشد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. اوّلين و مهمترين فصل خونين مبارزه در عاشوراى پانزده خرداد رقم خورد. در پانزده خرداد ٤٢ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود- كه اگر تنها اين بود، مقابله را آسان مىنمود- بلكه علاوه بر آن، از داخل جبهه خودى، گلوله حيله و مقدّسمآبى و تحجّر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت سرب، جگر و جان را مىسوخت و مىدريد ... واقعاً روحانيت اصيل در سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) ١٧٠ امام خمينى، اسوه شجاعت ص : ١٦٦ تنهايى و اسارت خون مىگريست، كه چگونه آمريكا و نوكرش- پهلوى- مىخواهند ريشه ديانت و اسلام را بركنند و عدّهاى روحانى مقدّس نماى ناآگاه يا بازى خورده و عدهاى وابسته- كه چهرهشان بعد از پيروزى روشن گشت- مسير اين خيانت بزرگ را هموار مىنمودند. «١» امام سر سازش با هيچ كس جز خدا را نداشت و به مصداق «فَاذا