سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥١
عزيزِ عزّتبخش امام خمينى، در همه خصايص و فضايل، بسان خورشيد بود؛ هم نورانى و پر حرارتبود و هم، نور و گرما مىبخشيد؛ اگر شجاع و دلاور بود، امت اسلامى را نيز شجاعت بخشيد، اگر خود ساخته و مهذّب بود، ديگران را نيز به خودسازى فراخواند و ... چون عزيز و بزرگوار بود، دوست داشت ديگران نيز عزّتمند گردند. او عزّت و سربلندى امّت اسلام را، عزّت خويش مىدانست و خداى ناكرده خوارى و زبونى آن را، سرافكندگى خود تلقّى مىكرد و در راه سرافرازى مردم، سر از پا نمىشناخت. او طعم خوش عزّت را چشيده بود و دوست داشت ملّت، شاگردان و حتّى مراجع دينى، بيش از پيش عزيز و سرافراز باشند؛ او در نطق تاريخى خود در بهشت زهرا خطاب به اقشار مختلف مردم فرمود:
... من بايد يك نصيحتى به ارتش بكنم ... ما مىخواهيم كه شما مستقل باشيد، ماها داريم زحمت مىكشيم، ماها خون داديم، ماها جوان داديم، ماها حيثيت و آبرو داديم، مشايخ ما حبس رفتند، زجر كشيدند، مىخواهيم كه ارتش ما مستقل باشد ... ما بايد مستقل باشيم، ملت مىگويد: ارتش بايد مستقل باشد، ارتش نبايد زير فرمان مستشارهاى آمريكا و اجنبى باشد ... ما براى خاطر شما اين حرف را مىزنيم «١» آية الله بهاءالدينى مىگويد:
از خصوصيات امام اين بود كه با شاگردانش جلسه مىگرفت و مسأله شاگرد