سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٩
و در توضيح آن مىفرمود:
... همه هيچاند و اوست فقط، همه دنبال او هستند، همه فطرتها دنبال او هستد ... آنهايى كه مىفهمند، آنها وارسته مىشوند و مىروند سراغ همان معنا. اين كمال انقطاعى كه خواستند، اينكمال انقطاع هميناست كه از همه آن چيزهايى كه هستش، اصلش به كنارباشد «١» آرى او از همه ماسوى اللّه به كلّى، بركنار و بريده بود و هر چه بود و مىگفت و مىانديشيد و انجام مىداد خدا بود و خدا و به همين سبب هم خدا آوازه خمينى را در هر كوى و برزن و در دهان هر مرد و زن انداخت.
٤- اقامه حق: امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود:
«ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ الّا ذَلَّ وَ لا اخَذَ بِهِ ذَليلٌ الّا عَزَّ» «٢» عزيزى حق را ترك نكرد جز آنكه خوار شد و ذليلى حق را اقامه نكرد جز آنكه عزيز گشت.
به بيان ديگر: هر كس حق را اقامه كند، اگر عزيز باشد، عزيزتر و اگر خوار باشد، عزيز مىگردد و هر كس با حق درافتد، اگر عزيز باشد خوار و اگر ذليل باشد، خوارتر مىگردد.
امام راحل در طول زندگى خويش در انديشه اقامه حق و ابطال باطل بود.
عشق به حق، تمام وجودش را پر كرده بود، از اين رو، قلبش جز به حق گرايش نداشت، چشمانش جز حق را نمىديد، پاهايش جز راه حق را نمىپيمود، گوشش جز سخن حق را نمىشنيد، قلمش جز حق نمىنوشت، زبانش جز