سيره اخلاقى تربيتى امام خمينى(ره) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٠
سعى مىكرد از سهم امام، كمتر استفاده كنند، آقاى مشهدى حسين- كه خدمتگزار منزل امام بود- به من گفت: روزى رفتم مرغ خريدم آوردم منزل، هنگام مراجعت، امام پرسيد چه خريدهاى؟ گفتم: مرغ. فورى فرمود: برو پس بده! «١» حجة الاسلام خاتم يزدى نيز مىگويد:
امام در نجف كه بودند، هر غذايى كه خودشان مىخوردند به افرادى كه در قسمت بيرونى منزل بودند، مىدادند. يكى از خدمتگزاران نقل مىكرد، در يك ماه رمضان، عدّهاى در بيرونى منزل امام بودند. يكى از اعضاى بيت به من گفت: تعداد افراد زياد است، مقدارى گوشت بيشتر بخر. من نيز، چنين كردم. هنگام شب كه صورت حساب مخارج را به امام ارائه كردم، پرسيد: چرا گوشت، بيشتر از گذشته تهيه كردى؟ گفتم: فلانى دستور داد! فرمود: از اين پس همان مقدار گوشت تهيه كن كه پيشتر تهيه مىكردى. فلانى اگر نمىخواهد، غذايش را جدا كند! «٢» همچنين امام از هر گونه مخارج غير ضرورى و تجمّلى نيز بطور كلّى پرهيز مىكرد. يكى از اعضاى بيت امام مىگويد:
فرشهاى بيرونى منزل امام ناقص بود، من عرض كردم: اجازه بدهيد براى اين قسمت خالى، فرش تهيه شود. امام فرمود: آن طرف- يعنى در اندرون- فرش هست، عرض كردم: آنها گليم است و براى بيرونى خوب نيست.
فرمود: مگر منزل صدراعظم است؟! گفتم: فوق منزل صدر اعظم، منزل