نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٣
نحوه اتّخاذ روشهاى مناسب به تصميمگيرى مىپردازند.
همچنين شوراىامنيت ملّى مقررداشته كه افسران عالىرتبه نظامى، مانند همرديفان خود در مشاغل سياسى، مىتوانند نظريات و پيشنهادهاى خود را در امور سياسى مطرح كنند. «١» پاكستان در سال ١٩٥٤ ارتش پاكستان به عرصه سياست كشانيده شد و آن زمانى بود كه ژنرال ايّوب خان (فرمانده كل قواى آن زمان) پس از يك كودتاى غيرنظامى به عنوان وزير دفاع دولت پاكستان منصوب شد، ولى چون نخست وزير وقت، قانون اساسى را باطل، فعاليتهاى احزاب سياسى را ممنوع و قوّه مقننه را منحل و در كشور حكومت نظامى اعلام كرد، نخست وزير، ساقط شد و ژنرال ايّوب خان خود را رئيس جمهور كشور ناميد و نظاميان وابسته به او تصدّى امور را در دست گرفتند. بدين ترتيب افسران بلندپايه ارتش براى دورهاى موقت يكسره به رتق و فتق امور دولتى پرداختند تا آنكه در اواخر سال ١٩٥٩ به مقرهاى خود در ارتش بازگشتند.
يكى از اصول مورد نظر ايوب خان آن بود كه ارتش بايد در درجه اوّل، اهتمام خويش را صرف وظايف حرفهاى ساخته، بيش از حدّ لازم در سياست كشور، مداخله ننمايد. «٢» هنگامى كه ذوالفقار على بوتو (نخست وزير) و اتحاديه مخالفان دولت پاكستان در اكتبر ١٩٧٧، در زمينه برگزارى انتخابات جديد نتوانستند توافق كنند، نيروهاى مسلّح پاكستان بار ديگر به رهبرى ضياء الحق وارد صحنه سياست شده سعى كردند به جنگ داخلى خاتمه دهند. نخستين تصميم نيروهاى مسلح تنها در اين خلاصه مىشد كه بر انتخابات ١٩٧٧ نظارت كنند، ليكن همچنان بر مسند قدرت تكيه زده، بوتو را به اتهام تأخير در برگزارى انتخابات، به جوخه اعدام سپردند، به طورى كه پاكستان تا قتل ضياءالحق همچنان تحت رژيم حكومت نظامى به سر مىبُرد. «٣» پس از اين كودتا، ضياءالحق مقام رياست جمهورى و فرماندهى كل قوا را از آن خود كرد.