نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٠
قدرت و نفوذ نظاميان و ترس رهبران پكن از خطر قدرت فرماندهان مناطق نظامى بود نشانه بارزى از انضباط و نظم ارتش و تعهد آن به نظام سياسى كشور محسوب مىشود.
شيائو پينگ در سال ١٩٧٧ در نقش رئيس ستاد ارتش و معاون كميسيون امورنظامى حزب و بعد به عنوان رئيس آن موفّق شد روند دوركردن ارتش از صحنه سياسى و نزديك كردن آن به صحنه نظامى چين را ادامه دهد. وى معتقد بود كه در ارتش معايب بسيارى از جمله تفرقه، باندبازى، غرور و خودبينى، كاهلى و تنبلى، بىانضباطى، بىتوجّهى به فرامين، توجه به منافع شخصى و ... وجود دارد كه راه اصلاح آن كاستن از كميّت، افزودن كيفيّت و زندهكردن سنتهاى قديمى ارتش از جمله زندگى ساده و سختكوشى نظامى است. بر اساس قانون اساسى عصر شيائو پينگ (١٩٨٣) چين از دو كميسيون نظامى: يكى حزب كمونيست و ديگرى در درون دولت برخوردار شد.
كميسيون نظامى دولت بيشتر مسؤوليت امور ادارى ارتش را عهدهدار بود ولى كميسيون نظامى حزب كه در رأس آن شيائوپينگ بود مهمترين ارگان براى تعيين خطمشى ارتش، كنترل امور نظامى و مركز تصميمگيرى بود.
در عمل، حزب از اين طريق بر ارتش فرمانروايى مىكرد، رؤساى قبلى كميسيون نظامى حزب، مائو و «هواكوفنگ» بودند ولى شيائوپينگ موفّق شد رياست هر دو كميسيون دولتى و حزبى را بر عهده گرفته و در واقع فرمانده كل قواى چين شود.
استراتژى شيائوپينگ بر اساس استقرار روابط نوين ميان حزب و ارتش به گونهاى كه ارتش از لحاظ نظامى مستقل ولى از لحاظ سياسى تابع حزب باشد استوار است.
همچنين كاهش مداخله سياسى حزب كمونيست در مسائل نظامى مانند دكترين، تاكتيك، سازمان و آموزش ارتش به منظور اعطاى آزادى بيشتر به ارتش در اجراى وظيفه عمدهاش (دفاع ملّى) بوده است. در مقابل، منافع و قدرت سياسى ارتش كاهش مىيابد به طورى كه نقش قبلى آن به عنوان تبليغكننده مبانى فكرى حزب و توجيهكننده مشروعيت آن از بين برود. حتى در سالهاى اخير اظهار نظرهايى از طرف مقامات چينى مبنى بر اينكه «نيروهاى مسلّح چين از نيروهاى مسلّح متعلّق به حزب تبديل به ارتشى متعلّق به حكومت جمهورى خلق چين گرديده» عنوان شده است. علاوه بر اينكه امكان محوّلشدن وظايف كميسيون نظامى حزب به كميسيون نظامى دولتى نيز مطرح شده است.