نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٣
دانشگاههاى شرقى وابسته به غرب چنان پرورش مىدهد كه پل ارتباطى براى انتقال فرهنگ بيگانه به كشورشان گردند.
آنان با تحصيل در غرب، زبان غربى را فراگرفته و با زبان شرقى هم آشنا هستند.
لذا دانشگاهها، مجامع علمى، وسائل ارتباط جمعى و ... را بر وفق مراد فرهنگ سلطه قرارمىدهند.
برنامهريزى و طرحهاى فرهنگى در كشورهاى رو به رشد به دست همين افراد سپرده مىشود.
ژانپل سارتر مىگويد:
«نخبگان اروپا به ساختن و پرداختن بوميان نخبه دست يازيدند. جوانهايى را برگزيدند و داغاصول فرهنگ و تمدّن غربى را بر پيشانى آنها زدند و دهانشان را از حرفهاى گنده خميرمانند و دندانچسب پر كردند و پس از يك اقامت كوتاه در متروپل (وطن اصلى استعمارگر) قلب شده، روانه وطنشان نمودند.» «١» لرد انگليسى، مك ولاى، درباره سيره استعمارى انگليس در هند مىگويد:
«ما بايد حداكثر كوشش خود را به كار بريم تا طبقهاى به وجود آيد كه بين ما و ميليونها افرادى كه بر آنها حكومت مىكنيم مترجم باشند. طبقهاى از اشخاصى كه از لحاظ خون و رنگ هندى ولى از جهت ذوق، عقيده، اخلاق، هوش و فكر انگليسى باشند.» «٢» بورسهاى تحصيلى كه دانشگاهها و دول بزرگ غرب با كمال سخاوت در اختيار ملل جهان سوّم قرار مىدهند، يكى از علل وجوديش، تربيت همين نخبگان غربزده است كه بعدها واسطه خوبى براى انتقال اصول فكرى غرب به كشور خويش بشوند، نوشتههاى لازم را ترجمه كنند، فرضيات علمى را به صورت دانش صددرصد پذيرفته شده و قوانين قطعى عرضه بدارند و ادبيّات كشور خويش را از يك فرهنگ ريشهدار به ادبيّاتى در شكل نوين و بىريشه تبديل نمايند و