نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣١
ارتش شوروى سابق «١» لنين در ميان صاحبنظران سياسى دنيا، اوّلين كسى است كه به نقش حزب در جامعه توجّه زيادى داشته و قدرت آن را مافوق تمام قدرتهاى جامعه مىداند. از اين رو به انضباط شديد حزبى و تشكيلات آن اعتقاد داشت. معدود بودن اعضاى حزب، كنترل فكر و عمل افراد حزب، مبارزه حزبى براى حيات حزب، سيستم يك حزبى كمونيست و تشكيل حزب از روشنفكران براى دستيابى به حكومت از اصول مهم اعتقادى وى بود. «٢» بديهى است كه نظام حكومتى شوروى بر پايه اقتدار و رهبرى حزب بنيان نهاده بود و اين موضوع در ارتباط با ارتش برخوردهايى را موجب مىشد.
برخورد ميان ارتش و حزب؛ يعنى خود مختارى ارتش يا تبعيت آن از حاكميّت سياسى بلافاصله پس از سقوط خروشچف (١٩٦٤) ظاهر شد. در اين زمان «مالينوسكى» (وزير دفاع) موفّق شد «زاخارف» را كه به علت مخالفت با سياست نظامى خروشچف بويژه مخالفت بااراده او در كنترل ارتش توسط حزب بركنار شده بود به رياست ستاد ارتش منصوب كند.
زاخارف مدافع مسؤوليت فرماندهى نظامى شده و دخالت حزب در نيازها و توقّعات ارتش را بىمورد مىداند. نظاميان حرفهاى خواستار برگرداندن ارتش به نظاميان هستند ولى حزب مىكوشد كه وزنه سياسى ارتش را تقويت كند و بدين خاطر ژنرال «اپىشف» (فرمانده ارتش) را عضو كميته مركزى حزب كرده و رئيس بخش سياسى ارتش را به مرتبهاى مساوى با وزير دفاع مىرساند.
از اين جهت دو اراده با هم برخورد مىكند: اراده ارتشى كه مىخواهد از وزنه ارتش در ميان ملت و از مسؤوليتهاى آن و اهميّت آن در گزينشهاى سياسى دفاع كند و روزنامه ستاره سرخ بيانگر نظرات آنهاست. ديگرى اراده حزبى كه از طريق واسطه نظامى خود (بخش سياسى ارتش) و روزنامه كمونيستى نيروهاى مسلّح سخن مىگويد. روزنامه