نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٧
جهان سوّم و ميزان وابستگى نظامى آن الف- مفهوم جهان سوّم جهان سوّم يعنى جهان توسعهنيافته يا كشورهاى در حال توسعه. «١» اين عبارت توسط پژوهشگران فرانسوى در اوايل دهه پنجاه ابداع شد و آنها عيناً عبارت جهان سوّم را به كار بردند. سپس بزودى بين ديگر پژوهشگران رايج شد. «٢» اين اصطلاح نخست براى تشريح موضع كشورهايى كه به هيچ يك از دو بلوك شرق و غرب بستگى ندارند، به كار رفت. در اين تقسيمبندى كشورهاى صنعتى و پيشرفته غرب، جهاناوّل و كشورهاىكمونيست جهاندوّم و باقيمانده كشورها جهانسوّم خوانده شدند، ولى ايناصطلاح بعدها به كشورهايى اطلاقشد كه ازنظراقتصادى عقبمانده هستند وجه مشترك كشورهاى جهان سوّم، سابقه تسلط استعمارى، پايين بودن سطح درآمد ملّى و عدم رشداقتصادى و پايينبودن سطح فرهنگ و بالابودن درصد بيسوادى است. «٣» از بين كشورهاى جهان مىتوان كشورهاى آسيا، افريقا و امريكاى جنوبى را در زمره كشورهاى جهان سوّم دانست كه قابل طبقهبندى نيز مىباشند، به اين لحاظ كه برخى از آنهااز امكانات مناسبى برخوردارند و حركاتى در جهت پيشرفت داشتهاند مانند برزيل، هند، چين و ايران.
دستهاى ديگر از اين كشورها را شايد امروزه نتوان جزء جهان سوّم محسوب كرد، مثل كُره.
برخى ديگر اصولًا فاقد امكاناتبوده و امكان پيشرفت نداشته يا وضعيتهاى سياسى به آنها فرصت پيشرفتندادهاند كه بخش اعظم مركز و جنوب افريقا وافغانستان از اين جملهاند.
ب- ميزان وابستگى نظامى جهان سوّم قدرت نظامى ركنى جدانشدنى از نظم نوين جهانى است و با فقدان چنين قدرتى،