نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٥
از صدور انقلاب دم مىزند.» «١» مرحله سوّم ضدّيت علنى با جمهورى اسلامى واستفاده ازتمام امكانات از قبيل ترور شخصيتهاى مؤثّر انقلاب و پشتيبان دفاع مقدس، براى نابودى نظام بود در واقع اين خواست اوّليّه و درونى منافقين بود و اجازه خواستن براى شركت در جنگ و بعد مقصّر معرّفى كردن ايران، پلى براى رسيدن به اين نقطه بود.
درحالىكهگرد غربت برچهره صدها كيلومتراز ميهن اسلامى مانشسته بود، رهبرى منافقين دست در دست صدام نهاده، رژيمى را كه تا ديروز «حكومت مستبد وبعثى» خوانده مىشد به عنوان «متحداستراتژيك» پذيرفت. و «دستور محورى» گسترش هستههاى مقاومت و تدارك «قيام رهايى بخش عمومى» ازمركزيّت به كادرهاديكته شد، تا جنگ داخلى را به تهاجم خارجى دشمن متجاوز پيوند زده و امكان پيشروى آنان را آسانتر سازد. «٢» دراينجا بود كه نقاب از چهره زشت آنها كاملًا برداشته شد و معلوم گشت كه اين به ظاهر طرفداران خلق ايران و مبارزان با استكبار، در واقع خود از دست پروردگان استكبار هستند. همانطورى كه «مروين دى مالى» نماينده كنگره آمريكا، در سخنرانى خود در مراسم تظاهرات منافقين در واشنگتن به آنان اميدوارى مىداد كه: «با كمى صبر وتلاش از مهران تا تهران رژه روند.» «٣» - حزب توده: اين حزب براى رسيدن به هدف شوم خويش كه كشانيدن نظام به دامن شوروى سابق و خوش خدمتى به آن بود، در جنگ موضع گيرى دو گانهاى را ابراز كرد؛ كه باعث رسوايى آن گرديد.
از شروع جنگ تحميلى تا آغاز پيروزيهاى رزمندگان اسلام و شكست دشمن بعثى كه اين حزب اميد داشت ايران اسلامى براى بر طرف كردن نيازهاى تسليحاتى خود به