نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧١
ه- عدم انتقال تكنولوژى عقبماندگى كشورهاى جهان سوّم از دانش فنى نوين جهان، ناشى از دو عامل است:
خوددارى قدرتهاى استكبارى از انتقال تكنولوژى به جهان سوّم؛ عدم قدرت در جذب تكنولوژى از سوى جهان سوّم.
١- خوددارى استكبار از انتقال تكنولوژى يكى از سياستهاى اوليه استعمار و كشورهاى غربى اين است كه تكنولوژى خود را در اختيار ديگران قرار ندهند و يا براحتى انتقال ندهند. البته چون در ساخت تكنولوژى، وقت و هزينه بسيارى صرف مىشود، هيچ كس حاضر نيست نتيجه تحقيق و تلاش خود را در اختيار ديگران قرار دهد، ولى استعمار از روى عناد و كينه حاضر به انتقال تكنولوژى نمىشود و بااين بهانه براى حفظ موقعيت ممتاز خويش در رأس هرم قدرتهاى جهانى تلاش مىكند.
اگر كشورى نداى استقلال و پيشرفت را سرداد، استعمار به بهانههاى واهى سعى در عقبنگهداشتن آن كرده و به هر صورت ممكن تلاش مىكند تاآن كشور به استقلال واقعى نرسد، چرا كه با استقلال ديگران، علاوه بر به مخاطره افتادن قدرت آنها، بازارهاى فروش خود را نيز از دست مىدهند و اين به معناى ورشكستگى اقتصادى و تعطيلى كارخانهها و شركتهاى توليدى آنهاست.
اگر استعمار حاضر به انتقال تكنولوژى شود آن هم به بهاى زيادى كه در واقع منافع آنها را تأمين كند، اين گونه منتقل مىكند:
اوّل: تكنولوژى قديم خود را منتقل مىكند.
دوّم: شيوه انتقال به صورت صنايع مونتاژاست كه فرمولاوليه دراختيار خودآنهاست.
بطور كلّى، مىتوان سياستهاى استعمارى در مورد چگونگى انتقال تكنولوژى نظامى به كشورهاى ضعيف را در موارد زير خلاصه كرد:
رواج صنعت مونتاژ: كشورهاى توليدكننده صنايع سنگين از جمله صنايع نظامى، توسعه صنعت مونتاژ در كشورهاى جهان سوّم را در دستور كار خود دارند؛ زيرا اين نوع صنعت نياز به اجزا و قطعاتى دارد كه بايد از كشور توليدكننده صنايع سنگين وارد شود.