نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٤
ممكن است بعضى افراد به مناسبت مخالفت با هنجارهاى اجتماعى و نشان دادن عكسالعمل، با جمع مخالفت كنند. در اين صورت اين واكنش به دو صورتِ دادن رأى مخالف يا عدم شركت در فعاليت سياسى تجلّى مىكند. ممكن است فرد به علّت كنجكاوى، ميل به شناخت باطن زندگى سياسى پيداكرده و وارد فعاليتهاى سياسى شود.
بعضى افراد به علّت شكست در بعضى از امور زندگى متوجّه فعاليت سياسى مىشوند.
فعاليت سياسى به عدهاى از افراد امكان مىدهد كه در جامعه ترقى كنند و گاهى تغيير طبقه و گروه دهند. به طور مثال فردى كه در امور دانشگاهى موفق نبوده با فعاليت سياسى در يك حزب شايد بتواند به مقامات عالى كشورى برسد. فعاليت سياسى، موجد قدرت است و عده زيادى از افراد اين احساس را دارند كه با فعاليت سياسى، قدرت و امكاناتشان زيادتر شده و به وسيله اين قدرت و نفوذ مىتوانند مزايايى براى خود و نزديكان خويش تحصيل كنند. «١» ب- عامل مادّى ممكن است افراد در فعاليتهاى سياسى خود منافع اقتصادى و مادّى را درنظر داشته باشند. ارضاى مادّى دو گونه است:
١- دفاع از منافع گروه به كمك فعاليت دسته جمعى (فعاليت سياسى به گروه امكان مىدهد كه قاطعانه از منافع مادى گروه دفاع شود.)
٢- فعاليتسياسى، براى عدهاىازافراد درآمد شخصىدارد وبراىعدهاى شغلدائمىاست.
ناگفته نماند كه در عمل افرادى كه فعاليت سياسى مىكنند هرگز اذعان نمىكنند كه از اعمال قدرت و يا فعاليت سياسى، قصد سوء شخصى دارند؛ بلكه مىكوشند تا به هدفهاى شخصى خود جنبه عمومى و اخلاقى بدهند، وضع خود را با اخلاق مردم و يا گروههاى وسيعى از جامعه منطبق كنند. فعّالين سياسى به اين ترتيب وانمود مىكنند كه هدف اصلى آنها از فعاليت سياسى، حمايت و حفظ منافع تمام مردم است. حال آنكه هدف اصلى مبارزه سياسى به دست گرفتن تمام يا قسمتى از قدرت دولتى است. «٢»