نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١١
فصل چهارم: عزّت و ذلّت خطوط برجسته و طلايى تاريخ ملّتها متعلّق به كسانى است كه با حرّيت و آزادى زندگى كرده و عزّت و شرافت خود را بر هر مال و منالى ترجيح دادهاند، كسانى كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشتهاند اما تن به ذلت ندادهاند، افتخار هر ملّتى نيز به وجود چنين آزاد مردان است.
اديان الهى كه انسان را خليفه خدا در روى زمين مىدانند ارزش والايى براى مقام انسان قائل هستند بخصوص دين مقدّساسلام كه بالاترين ارج رابراى مقامانسان واقعى منظور داشتهاست.
«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى ادَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ» «١» و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم و آنها را به مركب برّ و بحر سوار كرديم يعنى اين كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرينش او قرارداديم. كرامت و عزّت و بزرگوارى جزئى از سرشت انسان است. اين است كه اگر انسان خود را آنچنان كه هست بيابد كرامت و عزت را مىيابد. «٢» اسلام انسان مؤمن را عزيزتر از هر موجودى به شمار آورده.
امام كاظم عليهالسلام فرمود:
«... الْمُؤْمِنُ أَعَزُّ مِنَ الْكِبْريتِ الْأَحْمَرِ ...» «٣» ... مؤمن گرامىتر از ياقوت سرخ است