نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
نظام سياسى، اهميّت ويژهاى دارد. زيرا استقلال و ثبات سياسى هر كشور به مقياس وسيعى به ميزان و كيفيّت و كميّت فعاليت اين سازمانها بستگى دارد. سازمانهايى كه به صورت دولتهاى نامرئى در تمام تحولات و حوادث و آشوبهاى سياسى بزرگ و كوچك جهان دخالت دارند.
يك سازمان جاسوسى به همان اندازه كه مىتواند در تحكيم موقعيّت يك كشور و حفظ ثبات سياسى و اجتماعى و اقتصادى آن ايفاء نقش كند و عامل بقاء و دوام آن در تمام زمينهها گردد، به همان اندازه مىتواند وسيله مناسبى براى نابود كردن يك نظام سياسى و سرنگون ساختن يك حكومت و از هم پاشيدن شيرازه يك كشور گردد.
بدون ترديد سهم ملتها را در اين رهگذر نمىتوان ناديده گرفت و به روايت تاريخ، تنها دولتهايى در مسير سياستها و توطئههاى سازمانهاى جاسوسى جهان قربانى شدهاند كه از هيچگونه پشتوانه مردمى برخوردار نبوده و كشور را به دو جناح متمايز حاكم و محكوم مبدّل ساختهاند وگرنه در جامعهاى كه در آن دو لت و ملّت در سايه حق و حقيقت با يكديگر متّحد گردند، احتمال موفقيّت سازمانهاى جاسوسى كمتر است، گر چه آنان در هر صورت دست از حركات موذيانه خود برنمىدارند. بى شك سازمانهاى جاسوسى در مقابل حكومتهاى مردمى از ايجاد مشكل و مانع براى آن حكومتها و هرج و مرج و ... كوتاهى نمىكنند. بنابراين اطمينان بخشى فوق، مطلق نبوده و نسبى است (مانند سقوط حكومتهاى ملّى مصدق و آلنده).
امروزه سازمانهاى اطلاعاتى و جاسوسى عمده جهان «١» يعنى سياى آمريكا، اينتليجنت سرويس انگليس و ... هر يك به نوبه خود عامل و زاينده بخشى از تنشها، تشنّجات و بحرانهاى موجود در روابط شرق و غرب بشمار مىآيند و اخراج پى در پى جاسوسان ديپلمات نما از كشورهاى جهان، خود گوياى حضور فعال اين سازمانها در روابط بين المللى و جهت دادن به اين روابط است.