نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٠
هوايى «ونزوئلا» نيروى دريايى اين كشور را كه اقدام به برانداختن حكومت غيرنظاميان كرده بود سركوب كردند.
طول عمر حكومتهاى غيرنظامى لزوماً دليل ضعف نظاميان نيست. حكومتها (نظامى و غيرنظامى) در حقيقت با رضايت و تأييد ضمنى ارتش برسر كار مىمانند و براى اينكه از حمايت ارتش برخوردار باشند ناچارند بودجههاى قابل ملاحظهاى را به نيروهاى مسلّح تخصيص بدهند و در سياست نيروهاى مسلّح مداخلهاى نكنند. شاهد مثال ما حكومت «پرون» در آرژانتين و «گولارت» در برزيل است. بين سالهاى ١٩٤٨- ١٩٥٢ پرون كوشيد با كاهش هزينههاى نظامى و با پرونىكردن ارتش يعنى با انتصاب مقامات سياسى در نيروهاى مسلّح، از قدرت نظاميان بكاهد، امّا در سال ١٩٥٥ از مسند قدرت به زير آورده شد و مصارف نظامى به ميزان سى درصد افزايش يافت.
رابطهاى بين كودتاها و مصارف نظامى وجود دارد كه حاكى از اهميت بيشتر مسائل سياسى از مسائل نظامى است. كم اتفاق افتاده است كه نيروهاى مسلّح تنهابه خاطر اينكه مصارف نظامى را بالا ببرند حكومتها را ساقط كنند. همچنين حكومتهاى غيرنظامى نيز كمتر به اين خطر تن مىدهند كه با كاستن هزينههاى نظامى، قدرت را از دست بدهند. اين حوادث نشان داد كه پاى مسائل مهمترى در ميان بوده و آن دخالت نظاميان در امور سياسى بود.
بهرهبردارى آمريكا از حزب گرايى پرفسور «ليوون» در كتاب خود بنام اسلحه و سياست مىگويد: اهميت زيادى كه در جلب همكارى سياسى بين كشورهاى آمريكاى لاتين به كمكهاى نظامى ايالات متحده آمريكا داده مىشود به ميزان زيادى ناشى از نقش سياسى نيروهاى مسلّح اين كشورها و تمايل مستمر و روزافزون اين نيروها به تحصيل جنگافزار و تجهيزات بيشتر است.
به علّت نقشى كه شخصيتهاى نظامى در حكومت و سياست، بازى مىكنند ايالات متحده آمريكا از طريق برنامههاى نظامى خود مجدّانه مىكوشد كه اين شخصيتها را تحت تأثير و نفوذ خود درآورد. براى مثال برنامه هيأتهاى نظامى كه هيچ منظور نظامى