نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٢
بيشتر مىخواهند نقش محافظه كارانهاى را در سياست آمريكاى لاتين بازى كنند.
بنابراين هرگاه حكومتى گرايش انقلابى و راديكالى نشان مىدهد ايشان موافق با مداخله نظامى هستند و افراد نيروى هوايى نيز موافق غيرنظاميان هستند. «١» ارتش كشورهاى اسلامى براى نمونه در زمينه تحزّب و عدم تحزّب نيروهاى مسلّح در كشورهاى اسلامى اشارهاى مختصر به سه كشور عربستان، تركيه و پاكستان خواهيم داشت:
تركيه در سلسله مراتب تشكيلاتى ارتش تركيه، رئيس ستاد كل، منصب فرماندهى كل قواى مسلّح را بر عهده دارد.
رئيس ستاد كل توسط رئيس جمهور و از ميان كانديداهاى منتخب براى منصب مذكور برگزيده مىشود.
اين كانديداها از ميان فرماندهان با سابقه قواى مسلّح هستند. رئيس ستاد كل از همكارى وزارت دفاع بهره مىجويد و در برابر نخست وزير مسؤول مىباشد. «٢» نظاميگرى نقشى بس عميق و گسترده را در تركيه بازى مىكند. اين كشور با ارتش پانصد هزار نفرى خود يكى از اعضاى مهمّ ناتو محسوب مىشود. نقش نظاميان تركيه در بازيهاى سياسى اين كشور را مىتوان با نگاهى به تاريخ دريافت.
سالهاى ١٩٦٠، ١٩٧١ و ١٩٨٠ بهترين نمونههاى اين موارد است؛ زيرا در اين دوران افسران نظامى با ورود در سياست به ايفاى نقشهاى سياسى پرداختند. بافت نظامى تركيه، خود را مسؤول تأمين امنيت كشور مىداند، يعنى همان نقشى كه قانون اساسى بر عهده طبقه مزبور گذاشته است. از اوايل دهه شصت ميلادى، فعاليتهاى سياسى در نيروهاى مسلّح در واقع تابعى از تصميمات زنجيره فرماندهى اين نيروها بوده است به طورى كه اين فرماندهان نظامى هستند كه با توجّه به ساختار سيستم نظامى در مورد