نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٧
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
«قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتالَ فَأَقِرُّوا عَلى مَذَلَّةٍ وَ تَأْخيرِ مَحَلَّةٍ أَوْ رَوُّوا السُّيُوفَ مِنَ الدِّماءِ تْروَوْ مِنَ الْماءِ فَالْمَوْتُ فى حَياتِكُمْ مَقْهُورينَ وَ الْحَياةُ فى مَوْتِكُمْ قاهِرينَ» «١» همانا از شما مىخواهند كه مزه جنگ به آنان بچشانيد پس، يا به خوارى اقرار كنيد و به پستى مذلت معترف باشيد يا شمشيرها را با خون آبيارى كنيد تا خود سيراب گرديد خوار گشتن و زنده ماندنتان مردن است و كشته گشتن و پيروز شدن، زنده بودن.
امام حسين عليه السلام در فرازى از سخن بسيار بلند خود مىفرمايد:
«أَلا وَ أِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَبَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنا الذِّلَّةُ ...» «٢» آگاه باشيد كه اين مرد زنازاده و پسر زنازاده (ابن زياد) مرا بين دو امر نگهداشته است يا با شمشير جنگيدن و شربت شهادت نوشيدن و يا تن به ذلت و خوارىدادن- وهيهات مناالذله- چه قدر ذلت از ما دور است. خداوند بر ما زبونى و ذلّت را نمىپسندد، رسول خدا و مؤمنين نيز نمىپسندند، دامنهاى پاك و پاكيزهاى هم كه ما را در خود پرورش دادهاند و جوانان غيرتمند و مردان استواريكه ابداً زير بار ظلم و تعدّى نمىروند بر ما نمىپسندند كه طاعت فرومايگان و زشت سيرتان را بر قتلگاه كريمان و شرافتمندان ترجيح دهيم. و در سخن ديگر خطاب به حر قبل از ورود به كربلا مىفرمايد:
«شأن كسى چون من نيست كه از مرگ بترسد: چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احياى حق سبك و راحت است، نيست مرگ در راه عزت مگر زندگى جاويدان، و نيست زندگانى با ذلت مگر مرگى كه با او حياتى نيست. آيا مرا از مرگ مىترسانى؟! تيرت به خطا نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) ١٣٨ ى - عدم انتقال تكنولوژى ص : ١٣٧ رفت! و گمانت واهى و تباه شد! من آن كسى نيستم كه از مرگ بترسم! نفس من از اين بزرگتر است و همت من عاليتر از آن است كه از ترس مرگ بار ستم و