نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
اساسىترى به عمل آورند. آنان تصميم گرفتند قراردادى به امضا برسانند كه طبق آن با بنى هاشم و بنى مطلّب وصلت نكنند و هر گونه معامله و خريد و فروش را با آنان قطع نمايند. «١» محاصرهاقتصادى عليه انقلاباسلامى ايران كهدر روز اول خرداد سال ١٣٥٩ توسط امريكا و نه كشور متحد او به نام جامعه اقتصادى اروپا انجام شد يك حلقه از زنجير طولانى و بلند توطئه هاى شيطان بزرگ به منظور در هم شكستن انقلاب اسلامى بود.
جنگ تحميلى عراق نيز در ٣١ شهريور ١٣٥٩، يعنى سه ماه پس از آغاز محاصره اقتصادى، به دستور و همكارى ابرقدرتهاى شرق و غرب توسط دست نشانده خبيث آنها يعنى صدام عفلقى آغاز شد.
اين دو حادثه مهم در تاريخ انقلاب اسلامى ايران، خسارات، تلفات، و امتيازاتى را دربرداشت كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
دو اثر تحميلىجنگ بر اقتصاد كشور، نخست تخريب و ويرانى امكانات اقتصادى تا رقم هزار ميليارد دلار «٢» و ديگرى از دست رفتن فرصتهاى گرانبهابراى استقلال اقتصادى و رفع وابستگى بود. اين دو شرايطى را براى انقلاب به وجود آورد كه تحقق اهداف اقتصادى و اجتماعى مورد انتظار تا كنون به تعويق افتاده است و اين از مهمترين خواستههاى امپرياليسم براى جلوگيرى از الگوشدن انقلاب ايران در جهان سوم، خاصه كشورهاى اسلامى است كه با پايان يافتن جنگ نيز پايان نمىپذيرد.
ميزان نابودى تأسيسات اقتصادى ايران بخصوص انهدام پنجاه درصد تأسيسات صنعت نفت كشور كه ستون فقرات اقتصاد كشورماست- سياست آمريكا در جنگ ويتنام را تداعى مىكند.
جنگ تحميلى و محاصره اقتصادى، امتيازات مثبت زير را نيز به دنبال داشت.
ابداع و ابتكار: تعميم يك نظريه كلى در مورد محاصره و تاثير بر اقتصاد كشورها و واحدهاى توليدى و راههاى مقابله با شرايط بحرانى، امكان پذير نيست، زيرا هر جنگى