نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٠
شهيد محلّاتى در تفسير سخنان حضرت امام (قدس سره) مىگويد:
«مقصود امام از اين كلمه حزب، حزب خاصى نيست. گاهى از اوقات، برادران تابع يك باند يك حزب خاصى نيستند ولى عملكردشان طورى است برداشت اين مىشود كه اينها يك دسته يا گروه خاصى هستند. برادران پاسدار بايد از اين عمل هم اجتناب كنند، بطوريكه عمل برادران طورى باشدكه هيچ كس برداشت نكند كه اينها يك باند و گروه خاصى هستند.» «١» لذا با توجه به منع قانونى و شرعى عضويت حزبى نيروهاى مسلّح، نمايندگى حضرت امام در سپاه در آن زمان اعلام كرد كه: اگر كسى بخواهد پس از فرموده امام باز هم در سپاه باشد و از آن حزب و گروهى كه در آن بوده است استعفا ندهد، بايد بداند كه خلاف شرع مرتكب شده و علاوه بر آن حقوقى كه مىگيرد حرام است. «٢» بينش سياسى، لازم؛ موضعگيرى سياسى، ممنوع تأكيدات حضرت امام به عدم تحزّب در نيروهاى مسلّح، به معناى نداشتن درك و بينش سياسى اعضاى قواى مسلّح نيست چرا كه در اين صورت خطراتى بيشتر از خطرات تحزّب به دنبال خواهد داشت.
در تاريخ صدر اسلام نمونههاى بسيارى از عدم درك سياسى سپاهيان اسلام مشاهده مىشود كه ضربات جبرانناپذيرى بر اسلام وارد كرد از جمله: در جنگ صفّين، كه مهمترين عامل فريبخوردن خوارج (كه در سپاه امام على عليهالسلام بودند) حماقت و سادهانديشى آنان بود. درك سياسى و زيركى لازم را كه يك مؤمن بايد دارا باشد نداشتند و عمق مكر و خدعه دشمن را درك نكرده، معاويه و عمروعاص را آنگونه كه بايد نشناخته بودند و كارهاى آنان را حمل بر صحت مىكردند و بر همين اساس در آن شرايط حسّاس براى خيانتكاران شام، اشك ترحم مىريختند تاجايى كه امام قبل از قرآن بر نيزهكردن سپاه شام به لشكرش فرمود: