نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
عنان از كف گسيخته شود و مهار اختيار از چنگ رها شود، وانسان به هيچ وجه نتواند ضبط حال و خيال نمايد، و ظاهر و باطن، رنگ دشمنى حق تعالى گيرد و با يك پارچه بغض و عداوتِ مالك النعم از اين عالم متقل گردد، و به شقاوت ابدى و ظلمت هميشگى دچار شود. پناه مىبريم به خدا از بدى عاقبت و ايمان مستودع.» «١» «رسول اكرم (ص) در عين حالى كه بالاترين موجود بود در استقامت، و حضرت امير (سلاماللَّه عليه) در روايتى وارد شده است كه [فرمود:] ما در جنگها هر وقت كه فشار بر ما مىآمد به رسول خدا پناه مىبرديم. در عين حال خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه «فَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ» «٢»، امر مىكند كه پايدار باش! نلرزاند تورا چيزى، آنجايى كه مى رسد به اينكه تو و امّت پايدار باشيد. پيغمبر مىفرمايد كه: «من بواسطه اين آيه پير شدم» براى اينكه استقامت مشكل است و من اگر چه مىتوانم استقامت كنم و افرادى هم مىتوانند، ولى همه ملت اطمينان نيست كه بتواند مستقل باشد، مستقيم باشد، استقامت در امر، از خود امر مشكلتر است». «٣» حال با توجّه به توان فرسا بودن استقامت و پايدارى، تنها راه اين است كه علاوه بر تلاش وكوشش براى دستيابى به اسباب ظاهرى مقاومت، بايد از خداوند هم توفيق اين روحيه را خواست، همچنانكه گذشتگان چنين كردهاند:
«وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِه قالُوا رَبَّنا افْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ اقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ» «٤» «و هنگامى كه (سپاهيان طالوت) در برابر جالوت و سپاهيانش قرار گرفتند گفتند: پروردگارا پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر جميّعت كافران پيروز بگردان.» «افراغ» در اصل به معناى ريختن مادّه سيّالى از ظرف است، بطورى كه ظرف از آن