نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
دولت اسلامى و ولىّ امر مسلمين، و آن رضايت خدا و حمايت از خلق محروم خداست.
امام على (ع) به عنوان الگوى حاكم اسلامى بعد از رسولاللّه (ص) مىفرمايد:
«اى مالك، از لشكريانت كسى را به فرماندهى برگزين كه در نظر تو خيرانديشترين افراد براى خدا، پيامبر و امام تو باشد. از همه پاكدامنتر وبردبارتر بوده، از خشم بپرهيزد و عذرپذير باشد. نسبت به ضعيفان رؤوف و بر زورمندان بىاعتنا، خشونت او را تحريك نكند و ناتوانى او را به عقب نراند.» «١» در نامه به برخى از سران لشكر اسلام مىنويسد: «همانا بر زمامدار است كه با برترى يافتن و دستيابى به نعمت در برابر رعيت تغيير چهره ندهد و نعمتهاى الهى او را به بندگان خدا نزديك و بر برادرانش مهربانتر سازد». «٢» رعايت حقوق مردم و ضعيفان جامعه و مهربانى در برخورد با آنها از مواردى است كه در نهج البلاغه مورد تأكيد قرار گرفته و در تاريخ اسلام مىبينيم وقتى مالك اشتر (فرمانده سپاه امام على عليهالسلام) در بازار به وسيله فردى بىادب، با زباله مورد اهانت قرار گرفت، مالك بجاى مؤاخذه او، به مسجد رفته و براى آمرزش و هدايت وى نماز خواند و دعا كرد. «٣» امام بزرگوار (قدس سره) به عنوان حافظ و عامل به كلام معصومين مىفرمايد:
«هميشه به سپاه سفارش كنيد كه آنان خودشان را يك جنگنده خدمتگزار مردم بدانند، نه يك جنگنده غير خدمتگزار و با ارتشيها با برادرى رفتار كنيد، مقصد يكى است حفظ اسلام و كشور است، بايد اين مقصد را به پايان برسانيد و بين خودتان و مردم و ارتش خوب رفتار كنيد، كشور را از خودتان بدانيد و مردم را هم برادر بزرگتر خودتان، مردم از سپاه سرد نمىشوند، بايد سپاه با محبوبيّت بماند و راهش اين است كه با مردم مدارا كنيم». «٤»