نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦٠
خروج امريكا از صحنه جنگ در سال ١٩٧٠ دچار ركود شد. از سوى ديگر افزايش بهاى نفت و خروج دلارهاى امريكا براى نفت وارداتى، عدم موازنه پرداخت شديدى در بازرگانى خارجى امريكا به وجود آورد كه مىبايست با تلاش در افزايش صادرات امريكا جبران شود.
به راه انداختن صنايع اسلحهسازى و صادرات اسلحه يكى از راههاى جبران اين كسرى بود. در فاصله سالهاى ١٩٧٠ تا ١٩٧٥ صادرات اسلحه امريكا از يك ميليارد دلار به ده ميليارد دلار افزايش يافت و خريداران عمده اين اسلحه نيز ايران و عربستان سعودى بودند.» «١» ويلى برانت در مورد سود حاصله از تجارت اسلحه مىگويد:
«در سال ١٩٨٣، ارزش پولى تجارت اسلحه به ١٣٥ ميليارد دلار برآورد شد كه ٧٠% آن سهم امريكا و شوروى بود و در اواخر سال ١٩٨٤ معامله يك ميليارد دلار اسلحه قراردادى بين برزيل و عربستان به امضا رسيد.» «٢» محققى ديگر مىنويسد:
«علاقه سنتى شوروى به خاورميانه و افزايش برجسته درآمدهاى نفتى اعراب توأماً باعث تشويق تجارت اسلحه شوروى به ميزان ٣٤ ميليارد دلار در فاصله سالهاى ١٩٧٤ تا ١٩٧٩ شد ... و از ديد شوروى فروش سلاح به صورت عملياتى پرسود براى جذب ارزهاى معتبر خارجى درآمده است.» «٣» ب- جلوگيرى از خودكفايى نظامى اگر قرار باشد كشورى به تنهايى و بدون وابستگى اساسى به قدرتهاى استكبارى، اقتصاد و صنعت و نيروهاى نظامى خود را اداره كند، ديگر استكبار نخواهد توانست اهرمهاى اساسى نفوذ و كنترل بر آن كشورها را در دست داشته باشد و دليل آنكه ما همه روزه شاهد توطئههاى تازه دولتهاى بزرگ عليه خود و اسلام ناب محمّدى (ص) در سراسر گيتى هستيم آن است كه از ديدگاه نظام استكبارى، استقلال و خودكفايى اين