نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
شئون جامعه سايه مىافكند ... جامعهاى كه شخصپرستيها و شخصيتپرستيها، نفع پرستيها و لذّتپرستيها و هر نوع پرستش محكوم مىشود و فقط انسانها دعوت مىشوند به پرستش خدا.» «١» نه ظالم، نه مظلوم: «ما تحت رهبرى پيغمبر اسلام، اين دو كلمه را مىخواهيم اجرا كنيم: نه ظالم باشيم و نه مظلوم. ما در طول تاريخ مظلوم بوديم، از همه جهات مظلوم بوديم و ما امروز مىخواهيم كه مظلوم نباشيم و ظالم هم نباشيم. ما تعدّى به هيچ كشورى به واسطه دستورى كه به ما رسيده است از اسلام نخواهيم كرد و تجاوز به هيچ فردى نخواهيم كرد و نبايد بكنيم و تجاوز به هيچ كشورى نخواهيم كرد و نبايد بكنيم، لكن از تجاوز ديگران هم بايد جلوگيرى كنيم.» «٢» ج- تبعيت از ولايت فقيه (حركت بر مدار رهبرى)
حضرت اميرالمؤمنين در خطبه شقشقيه مىفرمايد:
«وَ انَّهُ لَيَعْلَمُ انَّ مَحَلّى مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى» حال آنكه مىدانست من براى خلافت مانند قطب وسط آسياب هستم يعنى همانگونه كه آسياب جز بر گرد ميلهاش نمىگردد، همچنان است نسبت من به خلافت كه خلافت بدون من استوار نخواهد شد و امور آن بدون وجود من به گردش نمىآيد.
ابن ابىالحديد مىگويد مراد حضرت اين است كه من در قلب، ميان و مركز خلافت جاى دارم همانگونه كه ميله در وسط دايره آسياب قرار دارد. «٣» بنابراين امت اسلامى بويژه نيروهاى مسلّح همواره بايستى برگرد قطب رهبرى بچرخند و حركات، كندى يا شتاب، توقّف و ... خود را براساس محور تنظيم كنند.
حضرت امام (قدس سرّه) مكرّر خطاب به نيروهاى مسلّح مىفرمودند كه شما ارتش امامزمان (سلاماللَّه عليه) هستيد بنابراين نيروهاى مسلّح، خود را نيروى مسلّح امامعصر (عج)