نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
هستند براى حفظ يا رسيدن به آن تن به هر ذلّت و خوارى مىدهند و در مقابل زور و قدرتهاى شيطانى خاضع و نسبت به تودههاى ضعيف ستمكار و زورگو هستند ولى وارستگان به خلاف آنانند.
چرا كه با زندگانى اشرافى و مصرفى نمىتوان ارزشهاىانسانى- اسلامى را حفظ كرد». «١» روحيه شهادت طلبى: «طبع يك انقلاب، فداكارى است. لازمه يك انقلاب، شهادت و مهيّا بودن براى شهادت است. قربانى شدن و قربانى دادن در راه انقلاب و پيروزى آن اجتناب ناپذير است، بويژه انقلابى كه براى خداست و براى دين او. براى نجات مستضعفان است و براى قطع اميد جهانخواران و مستكبران ... قربانى براى يك انقلاب بزرگ، نشانه يك پيروزى و نزديك شدن به هدف است». «٢» نه شرقى، نه غربى، توحيدى: «وظيفه ماست كه در مقابل ابرقدرتها بايستيم و قدرت ايستادن هم داريم به شرط اينكه روشنفكران دست از شرق و غرب و شرقزدگى و غربزدگى بردارند و صراط مستقيم اسلام و ملّت را دنبال كنند.
ما با كمونيسم بين الملل به همان اندازه در ستيزيم كه با جهانخواران غرب به سركردگى آمريكا و با صهيونيزم و اسرائيل شديداً مبارزه مىكنيم.
دوستان عزيزم، بدانيد كه خطر قدرتهاى كمونيستى از آمريكا كمتر نيست و خطر آمريكا به حدّى است كه اگر كوچكترين غفلتى كنيد نابود مىشويد. هر دو ابر قدرت كمر به نابودى ملل مستضعف بستهاند و ما بايد از مستضعفين جهان پشتيبانى كنيم ... ما بايد حسابمان را صريحاً با قدرتها و ابرقدرتها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتاريهاى مشقتبارى كه داريم با جهان برخوردى مكتبى مىنماييم.» «٣» «انقلاب اسلامى بر مبناى اصل توحيد استوار است كه محتواى اين اصل در همه