نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٨
بالاخره رضاخان از مجلس سمت فرماندهى كلقوا را گرفت. احمدشاه از خبر فرماندهى كلقواى سردارسپه به وحشتافتاد و طىتلگرافى به رضاخان رئيسالوزراء، حركت خود را به سوى ايران اعلام داشت و او هم در پاسخ با عنوان «فرمانده كل قوا» اعلام انتظاركرد و در عين حال به فرماندهان نظامى كتباً يادآورى كرد كه آمد و رفت شاه تأثيرى در كارها ندارد. اين اقدامات سردار سپه در كشور موجب شد احمد شاه از آمدن منصرف شود.
نقشه آن بود كه اوايل سال ١٣٠٣ جمهورى اعلام گردد. مخالفان جمهورى بر فعاليت خود افزودند. گروهى در مخالفت با جمهورى مقابل مجلس جمع شدند، رئيس مجلس به رضاخان پيغام داد كه به مجلس نيايد، ولى رضاخان به اشتباه يا به عمد به مجلس آمد و سنگ و چوبى از جمعيت به وى اصابت كرد. رضاخان به نظاميان دستور بر همزدن جمع آنها را داد. رئيس مجلس اين كار را خارج از وظيفه او دانست و برخورد شديدى بين رئيس مجلس و رضاخان پيش آمد.
جمعى از نمايندگان از جمله مشيرالدوله وساطت كردند و در جلسه سه نفرى بين نخستوزير (رضاخان)، مستوفى الممالك و مؤتمن الملك توافق بر اين شد كه رضاخان از موضوع تبديل رژيم و تغيير قانون اساسى به كلّى منصرف گردد و مجلس در حمايت از احمدشاه اصرارى نداشته باشد.
به دنبال آن رضاخان در سال ١٣٠٣ اعلاميهاى صادر كرد كه به خوبى فريبكارى وى را نشان مىدهد:
«هموطنان! اگر چه به تجربه معلوم شده كه اولياى دولت هيچ وقت نبايد با افكار عامه ضديت و مخالفت نمايند و نظر به همين اصل است كه دولت حاضر تاكنون از جلوگيرى احساسات مردم كه از هر جانب ابراز مىگرديده خوددارى نموده است. ليكن از طرف ديگر چون يگانه مرام و مسلك شخصى من از اولين روز حفظ و حراست، اسلام و استقلال ايران و رعايت كامل مصالح مملكت و ملّت بوده و هست و هر كس كه با اين رويه مخالفت نموده او را دشمن مملكت فرض و قوياً در دفع او كوشيده و از اين به بعد عزم دارم همين رويه را ادامه دهم و نظر به اينكه در اين موقع افكار عامه متشتت و اذهان مشوب گرديده و اين اضطراب افكار ممكن است نتايجى مخالف آنچه مكنون خاطر من در حفظ نظم و امنيت و استحكام