نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٦
حال او فرد قدرتمند هر كابينه بود و در ضعف و سقوط تمامى اين كابينهها مؤثر بود.
رضاخان بيش از نيمى از بودجه را براى وزارت جنگ خود اختصاص داده بود، در حالى كه هزينه فرهنگ يك صدم بودجه بود. وى افسران وفادار به خود را در رأس واحدهاى سازمان جديد ارتش قرارداد و از آنها خواست كه براى نيازهاى ارتش خود ماليات جنسى وصول كنند.
مدرس، رهبر فراكسيون نيرومند مجلس، كابينه را بهعلت تخلفات رضاخان استيضاح كرد و خواستار بركنارى وى از وزارت جنگ و پاياندادن به حكومت نظامى در كشور شد، امّا رضاخان تاكتيك ديگرى به كار برد و شايعه استعفاى خود را پخش كرد و جمعى را به ستايش خود واداشت و افسران وفادار به او اقدام به مخابره تلگراف براى حفظ وزارت جنگ كردند و زمانى كه وى براى پاسخ به استيضاح به مجلس آمد، طرفدارانش هم براى تظاهرات آمدند و مجلس از اظهارات رضاخان ابراز رضايت كرد.
نخستوزيرى رضاخان (١٣٠٢ ه. ش)
مشيرالدوله آخرين نخستوزيرى بود كه رضاخان در كابينهاش وزير جنگ بود.
رضاخان گاهگاه، در جلسه هيأت دولت شركت مىكرد تا دستوراتى را به وزرا بدهد.
بتدريج رضاخان بجاى خود، امير اقتدار محمودخان انصارى را به هيأت دولت فرستاد و به او دستور داد كه با رئيس دولت خشونت كند و اهانت نمايد و او را به استعفا مجبور سازد. بازداشت قوام السلطنه از طرف امراى لشكر به اتهام توطئه عليه رضاخان، تهديد عملى مشيرالدوله بود «١» و باعث شد كه وى استعفاى دولت را تقديم كند. احمد شاه نتوانست كسى را براى زمامدارى نصب كند، از اين رو به اجبار با وجود مخالفت و كوشش مدرس و ياران او و خطر جدى كه براى خودش داشت در ١٦ آبان ١٣٠٢ شمسى فرمان نخست وزيرى رضاخان را صادر كرد. يك هفته بعد، رضاخان، احمد شاه را به اجبار راهى خارج كرد و برادرش كه نايب السلطنه بود تعهد كتبى داد كه در امور دولت رضاخان مداخله نكند.