نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧
امام على عليه السلام خطاب به خوارج مىفرمايد:
«... وَ الْزَمُوا السَّوادَ الْأَعْظَمَ ...» «... و با اكثريت «١» همراه و همداستان شويد كه دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه و تكروى بپرهيزيد زيرا آن كه از جمع مسلمانان به يكسو شود بهره شيطان است چنانكه گوسفند چون از گله دور ماند نصيب گرگ بيابان است.» آگاه باشيد! هر كه مردم را بدين شعار «٢» (جدايى) بخواند، او را بكشيد هر چند زير عمامه من باشد. «٣» يعنى حتى اگر به نام طرفدارى از من و به نام دين و خير خواهى باشد.
جنگهاى اميرالمؤمنين (ع) با ناكثين و مارقين از نوع سركوب شورشهاى داخلى و تنبيه آشوبگران بود كه چون از اندرز، بيان حقيقت و رفع شبهات نتيجه نمىگرفت دست به اقدام قاطع مىزد. در فتنه انگيزى ناكثين چون مشاهده كرد كه شكيبايى و حتى پيامها و مذاكراتى كه نمايندگان امام به عمل آوردند و مهلتى كه تعيين كرد هيچكدام سودى نبخشيد و آنها همچنان در گمراهى و اغفال سادهلوحان، اصرار ورزيدند چنين فرمود:
«فَأِنْ أَبَوْا أَعْطَيْتُهُمْ حَدَّ السَّيْفِ وَ كَفى بِهِ شافِياً مِنَ اْلباطِلِ وَ ناصِراً لِلْحَقِّ» «٤» اگر از انقياد و اطاعت امتناع كردند به آنها تيزى شمشير خواهم چشانيد و بس است شمشير كه شفا دهنده از بيمارى باطل و يارى دهنده حق باشد.
در پايان تذكّر اين نكته ضرورى است كه غير از وظايف اصلى كه گاهى براساس مصلحت و نياز، مسؤوليتهاى ديگرى به نيروهاى مسلّح واگذار مىشود از قبيل وظايفى كه در رابطه با تقويتبنيه دفاعىكشور يا آبادانىآن يا نجات آسيبديدگان به نيروهاىنظامى محوّلمىگردد.
چنانكه سپاه پاسداران علاوه بر مسؤوليتهاى مشترك با ارتش جمهورى اسلامى