نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٦
نيمه ملكوتى و نيمه مادّى، داراى فطرتى خداآشنا، آزاد، مستقل، امانتدار خدا و مسؤول خويشتن و جهان، مسلّط بر طبيعت و زمين، ملهَم به خير و شر، وجودش از ضعف و ناتوانى آغاز مىشود و به سوى قوت و كمال سيرمىكند و بالا مىرود امّا جز در بارگاه الهى و جز با ياد او آرام نمىگيرد، ظرفيت علمى و عملىاش نامحدود است، از شرافت و كرامتى ذاتى برخوردار است، احياناً انگيزههايش هيچ گونه رنگ مادّى و طبيعى ندارد، حق بهرهگيرى مشروع از نعمتهاى خدا به او داده شده است ولى در برابر خداى خويش وظيفه داراست. «١» ديدگاه قرآن درباره انسان، بيانگر اين نكته است كه جهانبينى اسلامى براى انسان ابعاد و ويژگيهاى خاصّى، جداى از صفات حيوانى او قائل است و شخصيت انسان مسلمان را صفاتى همچون ايمان، غيرت، جوانمردى، شجاعت و سلحشورى، عزت نفس، اعتماد به نفس مىسازد و اين خصايص در رفتار و كردار او تجلّى مىيابد.
در اين گفتار به اقتضاى بحث، به خصايص انسان فوق به طور اختصار مىپردازيم:
ايمان: انسان نمىتواند بدون داشتن ايده و آرمان و ايمان، زندگى سالمى داشته باشد و يا كارى مفيد و ثمربخش براى بشريت و تمدن بشرى انجام دهد. انسان فاقد ايده و ايمان، يا به صورت موجودى غرق در خودخواهى كه هيچ وقت از لاك منافع فردى خارج نمىشود درمىآيد و يا به صورت موجودى غرق مردّد و سرگردان كه تكليف خويش را در زندگى فردى و اجتماعى نمىداند. انسان دائم با مسائل اخلاقى و اجتماعى برخورد مىكند و ناچار بايد عكس العمل خاصّى در برابر اينگونه مسائل نشان دهد.
انسان اگر به مكتب و ايمانى پيوسته باشد تكليفش روشن است وگرنه همواره مردّد است، گاهى به اين سو و گاهى به سوى ديگر كشيده مىشود. موجودى مىگردد ناهماهنگ.
نكته قابل توجه اين است كه تنها ايمان مذهبى قادر است انسان را به صورت يك مؤمن واقعى درآورد. هم خودخواهى و خودپرستى را تحتالشعاع ايمان و عقيده و مسلك قرار دهد و هم نوعى تعبّد و تسليم در فرد ايجاد كند به طورى كه انسان در كوچكترين مسألهاى كه مكتب عرضه مىدارد به خود ترديد راه ندهد و هم آن را به