نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤١
مهمى را برآورده نمىكند در استوارى و تحكيم مناسبات سياسى و حرفهاى ميان طرفهاى سودمند، نقش مهمّى را ايفا مىكند. علاوه بر اين، مسأله آموزش افسران كشورهاى آمريكاى لاتين در ايالات متحده آمريكا به تأمين تمايلات سياسى موافق اين افسران، بسيار مساعدت مىكند. «١» بخوبى مشهود است كه از گروهگرايى در ارتشهاى آمريكاى لاتين، امپرياليسم آمريكا چه سوء استفادههايى مىكند؛ يعنى بر اثر حزبگرايى بين گروههاى ارتش در اين كشورها و درخواست تسليحاتى هر جناح از امپرياليسم آمريكا، كشورهاى آمريكاى لاتين بازار فروش تسليحات آمريكا شده است. از سوى ديگر استكبار جهانى با آموزش افسران اين كشورها به انديشه سياسى آنها جهت مىدهد تا بازار رقابتهاى حزبى در ارتش را گرم نگهدارد.
در حقيقت دخالت نظاميان در امور سياسى اغلب در مواقعى بوده است كه حداقل تقاضا را براى خريد جنگافزار و تجهيزات داشتهاند. در آمريكاى لاتين سال ١٩٦٢ و ١٩٦٣ اوج كودتاهاى نظامى و جنگ بين رستههاى مختلف نيروهاى مسلّح بود. در آرژانتين، گواتمالا، اكوادر، هندوراس و دومينيكن كودتا شد و در سه كشور اول و ونزوئلا بين رستههاى نظامى جنگ درگرفت.
همه اين كودتاها عليه حكومتهايى بود كه وجهه مردمى داشتند در حالى كه جنگ بين رستهها بر سر اين بود كه چه كسى بايد حكومت كند. بنابراين هر حكومتى خواه نظامى و يا غيرنظامى ناگزير است توقّعات نيروهاى مسلّح را برآورده سازد. اين امر به نوبه خود تداوم نقش سياسى ارتش را تأمين مىكند.
مسأله مهم، رقابت و همچشمى بين رستههاى مختلف ارتش است كه به ندرت ازوحدت و يكپارچگى برخوردارند و اختلاف بين آنها مبيّن وضع طبقاتى آنهاست. افراد هر دستهاى برخاسته از ميان يكى از قشرهاى اجتماعند:
افراد نيروى دريايى اغلب از خانوادههاى ثروتمند، شهرنشين و زميندار هستند كه