نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٩
بنابراين مشاهده مىشود كه ارتش آمريكا از جهت دخالت احزاب وضع بهترى از كشورهاى سوسياليستى دارد؛ زيرا پس از برترى هر حزب در انتخابات، تمامى قواى مسلّح مطيع جناح پيروز خواهند شد و به يك معنا ارتش آمريكا نسبت به پيروزى هر يك از احزاب كاملًا بىطرف است. هر حزبى كه حاكم شود و سياست كشور را به دست گيرد، ارتش بىچون و چرا مطيع سياستهاى آن مىباشد. ديگر اينكه ارتش در پيروزى هر يك از احزاب بر ديگرى دخالت و اعمال نفوذ نمىكند.
ارتشهاى آمريكاى لاتين به سبب شباهتهاى سياسى و بافت نظامى كه بين كشورهاى آمريكاى لاتين وجود دارد، اشارهاى به ميزان دخالت نيروهاى مسلّح اين كشورها در امور سياسى و پيامدهاى شوم آن، خالى از بهره نيست.
نقش و وظيفه سياسى نيروهاى مسلّح كشورهاى آمريكاى لاتين در سقوط يا روى كار آوردن دولتها در درجه اوّل قرار دارد. در حقيقت نقش دستگاههاى نظامى به مثابه حاميان مؤسسات سياسى به طور ضمنى در قوانين اساسى بعضى از كشورهاى اين منطقه منعكس است.
بطور معمول، مواقعى كه حكومتهاى غيرنظامى درمانده و ناتوان مىگردند يا به نظر مىرسد در صدد انجام اقداماتى هستند كه ممكن است وضع موجود را بر هم زند نظاميان مداخله مىكنند. امّا نيروهاى مسلّح گاهى اوقات نيز با هدف انجام اصلاحات يا تغييرات بنيادى ناگزير از مداخله مىشوند. با اين همه دستههاى مختلف نيروهاى مسلّح از وحدت نظر و عمل برخوردار نيستند.
در واقع از سال ١٩٤٢ به اين طرف عمده تجارب جنگى كه نيروهاى نظامى اين كشورها كسب كردهاند در جنگهائى بوده كه بين دستههاى مختلف اين نيروها و اغلب براى تفويض حكومت به غيرنظاميان درگرفته است.
در سال ١٩٦٢ نيروى هوايى «اكوادر» كه هواخواه حكومت غيرنظاميان بود نيروى زمينى را كه طرفدار حكومت نظاميان بود درهم كوبيد. در همان سال نيروهاى زمينى و