نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٥
غيرنظاميها، امكان تحميل آراى خود را دارد. احتمالًا ارتش بيش از ديگر گروهها امكان طرح نظريههاى خود را كه گاهى از آراى حزبى دور مىشود دارد.
در روزنامه «كراسنايازوزدا» سران ارتش با قدرت بر نظريه خود درباره وحدت فرماندهى كه اقتدار سياسى را طرد مىكند تأكيد كردهاند. همچنين آزادى گفتار نظاميان و اغماضى كه نسبت به آنها به عمل مىآيد درك مىشود. حزب در عصر برژنف مىپذيرد كه ارتش به عنوان گروه بر منافع خود تأكيد كند. گرويدن به حزب از سوى بخش مهمّى از رؤساى نظامى و تشكيلات ديوان سالارى سياسى كه در ارتش نفوذ پيدا مىكند موجب همكارى بين حزب و نظاميان مىشود. هر چند در رأس ارتش همانند صنايع دفاعى، رجال متعلّق به دستگاه حزبى وجود دارند ولى در عوض اين رجال، مراقب و مسؤول دفاع از نيازهاى نظامىاند، چه در جهت تسليحات و چه از لحاظ بهبود زندگى نظاميان.
علاوه بر اين، حاكميت به ارتش رسالت دفاع از ميهن در مقابل دشمن خارجى و گاهى نيز مسؤوليتهاى اقتصادى در داخل كشور را واگذار مىكند. مانند ساخت راه آهن، حمل و نقل و ... اما مسؤوليتهاى نامطبوع حفظ نظم داخلى، دخالت در تظاهرات نارضاييهاى ا نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) ٢٤٥ فصل هشتم: تخليه شخصيت پرسنل قواى مسلح جتماعى، سركوبى مخالفان و ... در صلاحيّت انحصارى ك. گ. ب قرار مىگيرد تا موجب بدبينى جامعه به ارتش نشود و محبوبيت آن محفوظ ماند.
دقت در ارتشهاى چين و شوروى به عنوان كشورهاى تك حزبى كه حزب آنها بطور رسمى در مسائل نظامى و ارتش دخالت دارد ما را به مضرّات گروهگرايى در ارتش واقفمىسازد به نحوى كه برخورد بين گروههاى سياسى و افراد نظامى، خود تاريخچه مفصّلى را دربر مىگيرد. بديهى است اختلاف، از بين رفتن قدرت نظامى، تصفيههاى خونين، درگيريهاى نظامى و ... محصول چنين وضعيّتى است.
ارتش آمريكا در بحث از نيروهاى مسلّح آمريكا (كلاسيك و هستهاى) دو نكته بايد موردنظر قرارگيرد:
١- نيروهاى نظامى در پهنه جهانى و مسابقه تسليحاتى هم از لحاظ كمى و هم از لحاظ كيفى، دائم در حال تغييرند.