نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٤
بود تا در مواقع اعتراض آمريكا به تجهيز شوروى سران ارتش در كنگره ٢٥ حزب، مسائل مربوط به ارتش را مطرح نكنند، بلكه دبير كل حزب آن را عنوان كند. سكوت وزير دفاع در يك كنگره حزبى بىسابقه است. اين سكوت نشانگر تسلّط حزب بر ارتش است.
پس از مرگ گرچكو (١٩٧٦)، حزب يكى از افراد خود را (اوستينف) به وزارت دفاع برگزيده و عنوان مارشالى را به او مىدهد. دستيابى صاحب منصبان حزبى به عناوين عالى نظامى به همين جا ختم نمىشود.
فرمان سال ١٩٧٦ شوراى عالى، لئونيد برژنف را به مارشالى و صدارت شوراى دفاع شوروى منصوب مىكند و اين انتصاب در هنگامى كه وزارت دفاع هم در دست حزب است بيانگر اين است كه در صدر عالى ارتش، دبير كل حزب است. به اين نحو برخورد طولانى ارتش و حزب حل و فصل شد.
ارتش در سياست داخلى سعى در به هم آميختن ارزشهاى ارتشى و ارزشهاى اجتماعى حزب دارد و به عنوان گروهى از جامعه تا حدود زيادى در حزب نمايندگى دارد. عاليترين مقامات حزب با پوشيدن لباس نظامى، بها و ارزش بيشترى به ارتش مىدهند و اشتراك منافع كمونيستى و منافع نظامى را تأييد مىكنند ولى در عين حال، حزب اعتبار نظامى را به نفع خود غصب مىكند و اغلب به عنوان نماينده ارتش سخن مىگويد و در سياست خارجى به خاطر تحقق آرمانهاى خارجىاش براى ارتش موقعيّتى رو به رشد قائل است و ديگر او را همانند گذشته به عنوان ابزارى براى دفاع از ميهن سوسياليستى معرفى نمىكند ولى چنين جايگاهى براى ارتش حد و مرزى دارد: اين حزب است كه در مورد نحوه اقدام و عمل ارتش تصميم مىگيرد.
توافقات ارتش و حزب، قبلاز هرچيز توافق دامنهدار حزب و ارتش درباره اهدافحزب، مشروعيت حاكميت آن و اهميت مأموريتى كه حزب براى ارتش قائل است ديده مىشود.
در شيوه تصميمگيرى مسائل دفاعى هر چند حزب داراى امتياز تعيين سياست كلّى است ولى اغلب، حزب قدرت تصميمگيرى خود را در مواقعى كه پاى ارتش پيش كشيده مىشود به او واگذار مىكند.
علاوه بر اين، از آنجا كه ارتش در تمام سطوح حاكميت، حضور دارد، حتى از طريق