نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٤
مرحله اميد بخش پيروزى خود نزديك مىشود.» «١» برخورد دوگانه آنها با جنگ، موجب نمايان گشتن چهره واقعى آنان و منزوى شدن آنها از ميان مردم گرديد. و اين ثمرهاى بس مهمّ بود چون اين گروه با قبول ظاهرى خط و مشى انقلاب و رهبرى، خود را به عنوان ياور راستين نهضت و امام، جا زده بود.
- منافقين: موضع اين گروهك و درقبال جنگ سه مرحله داشت:
مرحلهاول، حمايت صورى از جمهورى اسلامى در دفع تجاوز دشمن، بطورى كه حيله، خواستار اجازه حضور در جبهه شدند. و با حضور محدود «با هويّت مستقل سازمانى» در صدد جمعآورى سلاح و تبليغ گروهى، نه جنگ نظامى برآمدند، و چنين تحليل مىكردند:
«برخورد راست روانه با جنگ اين است كه اصلًا در هيچ شرايطى شركت نكنيم، بر خورد چپ روانه اين است كه با تمام نيرو و همين جورى شركت كنيم، امّا برخورد اصولى اين است كه وقتى مردم رفتند ما هم مىرويم ولى نقش پيشتاز را نخواهيم داشت، فقط در كنار مردم خواهيم جنگيد.» و در ادامه به اجازه مقامات براى حضور در جبهه اشاره كرده، مىگويند:
«در اين صورت اگر مردم هم با تمام قوا شركت نكنند ما شركت مىكنيم چون بهدنبال خودش براى ما مشروعيت كسب خواهد كرد.» «٢» درمرحله دوم سعى كردند نظام جمهورى اسلامى را مقصر اصلى معرفى نمايند. و هدف آنان از اين كار در اين مرحله، گذر از موضع اول و رسيدن به مرحله سوم بود. آنان در ريشهيابى جنگ چنين تحليل مىكردند:
«جنگ ايران و عراق، جنگى است ارتجاعى و نا عادلانه، انگيزه ايران از اين جنگ صدور انقلاب است و انگيزه عراق قطب شدن در منطقه و ادعاى مرزى است ... اگر بخواهيم بطور ريشه اى بررسى كنيم، علت اصلى جنگ تحريكات ايران است كه مرتب