نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٣
به خاطر ربودن قدرت از دست حاميان خط امام به كمك بنىصدر كه فرماندهى كل قوا را به عهده داشت، به حمايت از جنگ برخاستند و اعلام كردند:
«ان شاء ا ... كه جنگ با عراق و دفاع از وطن و اسلام به عنايت خداى خلّاق كه خيرالماكرين است و به همّت امت و امام پيروزمندانه تمام مىشود و تا آن طرف مرز هم اگر لازم باشد پيش خواهيم رفت و پيش خواهيم برد.» «١» اما پس از بركنارى بنى صدر، چون اميدشان را برباد رفته ديدند به موضع گيرى عليه جنگ و ادامه آن دست زدند. وآغاز جنگ را نتيجه پافشارى مسؤولان و رهبرى انقلاب بر «صدور ارزشها» و آرمانهاى انقلاب و شعار رهايى ملتهاى جهان از يوغاستكبار و ستم دانسته، اعلام كردند كه:
«با چنين هدف و برنامه عقيدتى، طبيعى است كه مورد حمله همسايهاى چون عراق قرار بگيريم.» «٢» و در تحليل از جنگ گفتند:
«آيا اين جنگ قابل اجتناب بوده يا نه؟ ما معتقديم كه پاسخ اين سوال مثبت و جنگ عراق با ايران قابل اجتناببوده است.» «٣» درحالى كه در اسفند ماه ١٣٥٧، وظيفه انقلابى مردم را اين طور ترسيم مىكردند:
ما وظيفه داريم كار را تمام شده نپنداريم، روحيه انقلابى خود را از دست ندهيم و ...
تا رسيدن به مقصد نهايى كه آزاد ساختن كامل خود و آزاد ساختن خلقهاى دربند جهان است از پاى ننشينيم.» «٤» و طىّ بيانيّهاى در تاريخ ١٤/ ١٠/ ١٣٥٩، اعلام كرده بودند:
«هموطنان عزيز نبرد «اجتناب ناپذير» و تحميلى با رژيم سر سپرده عراق كه بعد از سرنگونى شاه و قوام گرفتن جمهورى اسلامى ايران سخت به وحشت افتاده است، به