نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
١- گسترش اقتصاد تك محصولى كه ويژگى عام جهان سوم است. اين كشورها كه تأمين كننده عمده مواد خام صنايع در كشورهاى توسعه يافته هستند در صنايعى متمركز شدهاند كه به نوعى داراى مزيت نسبى در سطح بينالمللى هستند.
٢- ارزهاى حاصل از صدور مواد خام به جاى به كارگيرى در اصلاح ساختار اقتصادى، همراه با سرمايه گذارى خارجى، صرف تأسيس صنايع مدرن مىگردد و جامعه را به دو قطب تقسيم مىكند. در يك قطب صنايعى مدرن با به كارگيرى فنون سرمايه كه اغلب توليد كننده كالاهاى مصرفى با دوام، لوكس و تجملى و در قطب ديگر صنايع داخلى با به كارگيرى فنون سنتى و كاربر كه اغلب توليد كننده كالاهاى مصرفى طبقات پايين هستند.
٣- سرمايه گذاران اقتصاد مدرن (كه سود قابل توجهى به دست مىآورند) مايل به انتقال سود خود به كشورهاى خارجى و يا مصرف تجملى آن در اقتصاد و يا سرمايه گذارى در صنايع مونتاژ هستند.
٤- بالا بودن سطح تكنولوژى صنايع مدرن و پايين و سنتى بودن سطح تكنولوژى صنايع دستى، پيوند وارتباط قابل توجهى بين اين دو بخش ايجاد نمىكند بنابراين صنايع هر بخش نمىتواند محرك بخش ديگر گردد.
٥- به دليل تسلّط اقتصادى، فرهنگى كشورهاى غربى، جو غرب گرايى و عدم اتكا به نفس در كشورهاى جهان سوم عموميت دارد. قبول سلطه تكنولوژيك غرب، موجبات كاهش روحيه سازندگى را در اين كشورها فراهم مى كند و گسترش اين جو، تشويقى موثر بر افزايش ميل به مصرف در مردم، كه جهت گيرى عمده آن مصرف كالاهاى منطبق با فرهنگ غربى است مىگردد. «١» ٦- دو محور اصلى وابستگى كشورما، صادرات نفت خام براى رفع نيازهاى امپرياليسم و واردات كالا براى رفع نيازهاى اقتصاد وابسته است. در چنين حالتى، با رشد جمعيت در شرايط الگوى وابسته مصرفى و عدم تغيير ساختار اقتصادى، نياز به واردات كالا افزايش مى