نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
صنايع را تشكيل مىدهد در اختيار و انحصار كشورهاى صنعتى باقى مىماند.» «١» ز- نظارت بر تدوين برنامههاى عمرانى استكبار براى تأثير گذارى بر برنامههاى عمرانى جهان سوم از دو طريق اقدام مىكند:
تدوين برنامه كشور مورد نظر را خود انجام مىدهد كه برنامه اول و دوم عمرانى رژيم منحوس پهلوى چنين بود. شيوه ديگر، استفاده از وابستگى و سرسپردگى حكومت است. دراين شيوه نظريههاى رشد و توسعه اقتصادى، تأمين كننده اهداف اساسى غرب است و با تنوع بسيار و باتوجه به وضع داخلى كشور مورد نظر و نيز نيازها وامكانات غرب مورد استفاده برنامه ريزان قرار مىگيرد. «٢» ح- كنترل تجارت خارجى درباره موضوع مورد بحث، بهترين نمونه ايران است. كشورهاى استعمارگر در مراحل آغاز رشد صنعتى خود، در پى به دست گرفتن كنترل تجارت خارجى و كسب سود از طريق فروش انحصارى كالاهاى صادراتى ايران (بطور عمده ابريشم) وتسلط بر واردات محدود كالا به ايران (ادويه، فلفل و كتان هند) بودند. بتدريج، ساختههاى صنعتى كشورهاى امپرياليستى از منسوجات گرفته تا ماشين آلات، جاى خود را در واردات ايران بازكرد. صادرات ايران نيز تحت تأثير نيازهاى اميرياليسم از ابريشم- كه قرنها صادرات عمده ايران بود- بسوى پنبه، ترياك و برنج گرايش پيدا كرد. «٣» ط- فرار مغزها به دليل نفوذ فرهنگى امپرياليسم بر جهان سوم، على رغم كمبود شديد نيروى ماهر، پديده فرار مغزها همچون فرار سرمايه ها از موانع اساسى توسعه اقتصادى است. اين پديده كه در جهان سوم نوعى سرمايه دارى محسوب مىشود براى امپرياليسم متضمن