نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥
٢- رو در روى ملّت قرار گرفتن ملتهاى بيدار و آگاه بطور طبيعى خواستار استقلال و عزّت خود هستند و روشن است كه اين معنى با خواست استعمار گران سازگار نيست و در صورتى كه ملّتى براى حفظ استقلال و امنيت واقعى خود قيام كند سلطهگران نيروهاى تحت تسلّط خود را به سركوبى آنها وا داشته و رو در روى ملّت قرار خواهند داد.
٣- درگير شدن با كشورهاى همسايه گاهى منافع ابرقدرتها اقتضا مىكند كه كشورى را به طور غير مستقيم سركوب كنند يا منافع كشورى را از بين ببرند يا جنگ در منطقهاى واقع شود تا نيرو و منابع دو يا چند كشور تضعيف يا نابود گردد و يا بازار پرسود سلاح رواج بيشترى پيدا كند. سادهترين راه در رسيدن به اين اهداف شوم، فراهم كردن مقدمات جنگ و در گير كردن نيروهاى مسلّح تحت سلطه خود با كشورهاى همجوار است (كه بهانه شروع آن را به راحتى مىتوان به دست آورد) و اين گونه جنگها جز ضرر و بدبختى براى كشورهاى تحت سلطه نتيجهاى ندارد.
٤- محدوديت در دسترسى به تكنولوژى برتر هر نيروى نظامى بايد پيوسته در تلاش براى بدست آوردن آخرين تكنيكها و تكنولوژيهاى پيشرفته نظامى و ارتقاء كمى و كيفى آموزش افراد خود باشد اما اين امر در نيروى مسلّح تحت سلطه امكان پذير نيست؛ زيرا ابرقدرتها به ارتشهاى تحت سلطه خود در كشورهاى ديگر به اندازهاى اجازه پيشرفت و دستيابى به سلاحهاى مدرن را مىدهند كه منافع آنها را تأمين كند، نه بيشتر، كه به استقلال برسند، يا احياناً روزى براى سلطهگران مسألهساز شوند. چنانكه در بخش صنايع وابسته گذشت.
٥- شكستن شخصيّت تسلط بيگانگان بر نيروهاى مسلّح بر اين مبناست كه شخصيت نظاميان را در برابر خود بحدى كاهش دهند و آنها را پست شمارند كه احساس حقارت در برابر اجانب به عنوان يك فرهنگ در آيد و نظاميان كشور تحت سلطه در مقابل مستشاران بيگانه حتى با درجات پايين، تسليم محض بوده و هيچگونه حق اعتراض نداشته باشند.