نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
در سخن معجزه آساى على عليه السلام نيز درباره امتهاى گذشته و موجبات ذلت ايشان چنين آمده است:
«... پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد. چون ميانشان جدايى افتاد و الفت به پراكندگى انجاميد و سخنها و دلهاشان گونه گون گرديد. از هم جدا شدند و به حزبها گراييدند و خدا لباس كرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خويش از دستشان به در كرد و داستان آنان ميان شما ماند و آن را براى پندگيرنده عبرت گرداند » «١» و- زير سلطه بودن انسانى كه خداوند او را آزاد آفريده اگر به اختيار خود، طوق بندگى قلدران حاكم را به گردن افكند، شرافت انسانى خود را نابود كرده است.
اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمايد:
«... وَ لاتَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «٢» ... بنده ديگران مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد آفريده است.
و در بيانى ديگر مىفرمايد:
«كُلُّ عَزيزٍ داخِلٌ تَحْتَ الْقُدْرَةِ فَذَليلٌ» «٣» هر ارجمندى كه تحت سيطره قدرتى باشد ذليل است.
ز- تجمل پرستى تجمل پرستى و تشريفات گرايى موجب نيازمندى و وابستگى است؛ زيرا زندگى تشريفاتى حد و مرزى ندارد تا با رسيدن به آن نياز مرتفع شود و از جهت همين نياز، وابستگى پيش مىآيد. وابستگى به افراد يا منابعى كه اين نيازمندى را بتوانند برطرف