نيروهاى مسلح در وصيتنامهامام خمينى(ره) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
هم آخته و ديدهها به يكسو دوخته و ارادهها در پى يك چيز تاخته. آيا مهتران سراسر زمين نبودند و بر جهانيان فرمانروايى نمىنمودند!؟
پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد چون ميانشان جدايى افتاد » «١» و- عوامل ديگر جستجو در ميان اخبار و احاديث پيشوايان معصوم عليهم السلام ما را به موارد بيشتر از موجبات عزت و علل كسب شرافت راهنمايى مىكند، كه در اين قسمت چند مورد از آنها را به اختصار بيان مىكنيم:
تقوى:
«لا شَرَفَ أَعْلى مِنَ الْاسْلامِ وَ لاعِزَّ أَعَزُّمِنَ التَّقْوى، وَ لا مَعْقِلَ أَحْصَنُ مِنَ الْوَرَعِ ...» «٢» هيچ شرفى برتر از اسلام و عزتى ارجمندتر از پرهيزگارى و پناهگاهى نكوتر از خويشتندارى نيست علم و حلم:
«لا شَرَفَ كَالْعِلْمِ وَ لاعِزَّ كَالْحِلْمِ ...» «٣» هيچ شرف چون دانايى و هيچ عزت چون بردبار بودن نيست صبر و تحمل: اميرالمؤمنين عليه السلام نتيجه صبر وتحمل امتهاى گذشته را چنين بيان مىفرمايد:
«... تا چون خدا ديد چگونه در راه دوستى او بر آزار شكيبايند، و چسان از بيم او ناخوشايند را تحمل مىنمايند، از تنگناهاى بلا گشايشى برايشان پديد آورد. و از پس خوارى، ارجمندشان فرمود و آرامش را جايگزين بيمكرد. پس پادشاهان حكمران شدند و پيشوايان با فرّ و شأن و كرامت خدا دربارهشان تا بدانجا رسيد كه ديده آرزو نهايت آن را نديد » «٤»