تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢١٠ - شخصِیت معنوِی جابر از نظر امامِیه و اهل سنت
زِین العابدِین و امام باقر علِیهم السلام نِیز شمردهاند.[١] براساس رواِیتِی، امام صادق جابر را از «منقطعان»[٢] به اهل بِیت علِیهم السلام شمرده: «إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِِیَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِِیَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ رَجُلًا مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْت ...» و در رواِیتِی در شمار چند تن از اصحاب امام علِی قرار گرفته است که به آنها بشارت بهشت داده شده است.[٣] محمد بن عمر کَشِّی (از رجالِیون شِیعه در قرن چهارم قمرِی) رواِیات متعددِی را در ستاِیش وِی نقل کرده است.[٤] بزرگترِین ستاِیش، حدِیثِی است مبنِی بر اِینکه پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله طول عمر جابر را پِیشبِینِی کرده و از او خواسته بود تا سلام آن حضرت را به امام محمد باقر برساند.[٥]
امام صادق مِیفرماِید که جابر از ِیاران صدِیق اهلالبِیت علِیهم السلام بود. او در مسجد پِیغمبر صلِّی الله علِیه و آله مِینشست و عمامه سِیاه بر سر داشت و فرِیاد مِیزد: «يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ يَا بَاقِرَ الْعِلْمِ».[٦] همچنِین از وِیژگِیهاِی
[١] رجال برقِی (احمد برقِی)، ص٣ و٧ - ٩.
[٢] الکافِی (ط - الاسلامِیة)، ج١، ص٤٦٩. ِیعنِی: اثرِی از اغِیار در او نِیست و او محل انقطاع اغِیار و اعتماد به مسبب الاسباب بوده و هِیچگاه اصل دوستِی با اهل بِیت را منقطع نمِیکند، (تذکرة الاولِیاء، ج٢، ص٧٣؛ کِیمِیاِی سعادت - احمد آرام، ص٨٣٨).
[٣] الاختصاص (مفِید)، ص٣.
[٤] رجال کشِی - اختِیار معرفة الرجال (محمد بن عمر کشِی)، ص٤٠ - ٤٣.
[٥] همان، ص٤١ ـ٤٣.
[٦] الکافِی (ط - الاسلامِیة)، ج١، ص٤٦٩؛ رجال کشِی - اختِیار معرفة الرجال (محمد بن عمر کشِی)، ص٤٣.