تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٠٢ - شخصِیت علمِی جابر نزد امامِیه و اهل سنت
مکه چون عطاء بن ابِی رباح،[١] مجاهد بن جبر، عمرو بن دِینار، ابو زبِیر مکِی و عکرمه مولاِی عباس از وِی حدِیث آموختهاند. در اِین مِیان حتِی نام تابعانِی مشهور از دِیگر سرزمِینها چون حسن بصرِی و عامر شعبِی[٢] از کوفه و طاووس بن کِیسان[٣] از ِیمن نِیز دِیده مِیشود.[٤] همچنِین براِی تابعان مشهورِی مثل عروة بن زبِیر[٥] و ابوسلمة بن
[١] همان.
[٢] تهذِیب الکمال (ِیوسف مزِی)، ج٤، ص٤٤٤؛ سِیر اعلام النبلاء (محمد ذهبِی)، ج٣، ص١٨٩.
[٣] ابوعبدالرحمان طاووس بن کِیسان خولانِی همدانِی ِیمانِی از اِیرانِیان و ِیکِی از چهرههاِی بارز تابعان بوده است. او فقِیهِی جلِیل القدر و خوشحافظه بود. ابونعِیم مِیگوِید: «او جزء طبقه اول ِیمنِیان است که پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله درباره اِیشان فرمود: «الاِیمان ِیمان»؛ اِیمان در ِیمن است. وِی پنجاه نفر از صحابه و دانشمندان و شخصِیتهاِی زمان خوِیش را ملاقات کرده است؛ بِیشتر رواِیات او از ابن عباس است و پِیشگامان برگزِیده تابعان از او رواِیت کردهاند» (حلية الأولِیاء، ابونعِیم اصفهانِی، ج٤، ص٣ - ٢٣). ابن شهرآشوب او را از اصحاب امام زِین العابدِین علِیه السلام شمرده و فقِیهِی والا معرفِی کرده است (مناقب آل ابِی طالب، ج٣، ص٣١٢). روز وفات وِی در سال ١٠٦، روز نماِیانِی بود. عبداللّه بن حسن مثنِّی که گوشه تابوت او را بر دوش نهاده بود، از فزونِی جمعِیت کلاه از سرش افتاد و عباِی او پاره شد (وفِیات الأعِیان، ابن خلکان، ج٢، ص٥١٠). او علِیه طاغوتهاِی زمان خوِیش نِیز موضعگِیرِیهاِی سرنوشتسازِی داشت که بِیانگر صلابت و استوارِی او در راه خداست.
[٤] الجرح و التعدِیل (ابن ابِی حاتم)، ج١، ص٤٩٢؛ اسد الغابة (علِی بن اثِیر)، ج١، ص٢٥٧.
[٥] الطبقات الکبرِی (محمد بن سعد)، ج٨، ص١٧٩.