تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩٧ - شخصِیت علمِی جابر نزد امامِیه و اهل سنت
بود كه وِی بر جنازهاش نماز نخواند.[١] آنگونه که در کتاب أعِیان الشِیعه آمده: «و هو انّ الحجاج شهد جنازته»؛ حجاج در تشِیِیع جنازه جابر حضور داشت، ولِی نماز خواندنش معلوم نِیست!
شخصِیت علمِی جابر نزد امامِیه و اهل سنت
موقعِیت علمِی شهر مدِینه در آغاز اسلام بِینظِیر بود. هنوز حوزههاِی علمِیهاِی که بعدها در قلمرو اسلام (اِیران، عراق، مصر، شام، ترکِیه، آسِیاِی مِیانه و…) پدِید آمدند، آن وقت تأسِیس نشده
→ مدِینه چنِین گفت: «خدا را سپاس مىگوِیم که مرا از اِین شهر منفور بِیرون مىبرد. اِین شهر از همه شهرها پلِیدتر و مردم آن نسبت به امِیرالمؤمنِین! دغلکار و گستاخترند. اگر سفارش امِیرالمؤمنِین! نبود اِین شهر را با خاک ِیکسان مىکردم. در اِین شهر جز پاره چوبى که منبر پِیامبر خوانند و استخوان پوسِیدهاى که قبر پِیامبر مىدانند، چِیزى نِیست». ابن عبد ربّه اندلسِی (م ٣٢٨) در جلد پنجم کتاب العقد الفرِید و نِیز در كتاب اليتيمة الثانية فِی أخبار زياد و الحجّاج و الطالبين و البرامكة، قائل به کافر بودن حجّاج بن ِیوسف است و مِیگوِید: «و مما كفّرت به العلماء الحجاج، قوله و رأى الناس يطوفون بقبر رسول الله صلِّی الله علِیه و آله و منبره؛ إنما يطوفون بأعواد و رمّة (أعنِی القطعة من الحبل البالِیة و العظام البالِیة)»؛ و از چِیزهاِیِی که موجب شد علماِی اهل سنّت، حکم به کفر حجّاج بن ِیوسف کنند بخاطر اِین کلامش بود که در حالِیکه مِیدِید مردم به دور قبر و منبر پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله طواف مِیکردند، گفت: «مردم بر اطراف استخوانهاِی پوسِیده پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله طواف مِیکنند» (العقد الفرِید، احمد بن محمد بن عبد ربه اندلسِی، ج٥، ص٣١٠).
[١] الاصابه (ابن حجر عسقلانِی م. ٨٥٢ق)، ج١، ص٥٤٧؛ اعِیان الشِیعه (سِید محسن الامِین م. ١٣٧١ق)، ج٤، ص٤٥.