تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩٦ - برخورد جابر با عبدالملک مروان
عبدالملک خواست به اهل آن شهر كه محصور هستند رسِیدگِی كرده، حق خوِیشاوندِی را به جاِی آورد؛ اما اِین سخن بر عبدالملک ناگوار آمد و از جابر روِی برگرداند؛ ولِی جابر همچنان بر خواسته خود اصرار مِیورزِید تا اِینكه جابر را پسرش - بنا به اشاره ندِیم عبدالملک - به سكوت دعوت كرد.[١]
پس از آنکه حکومت عبدالملک مستقر گردِید، حَجّاج بن ِیوسف خونآشام و بِیرحم را به عنوان فرماندار مدِینه گمارد. آن سفّاک هم براِی آنکه بر مردم سلطه ِیابد، اصحاب پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله همچون جابر، انس بن مالک و سهل بن سعد را جهت تحقِیر، همانند اهل ذمه بر دستان ِیا بر گردنشان مُهر نهاد.[٢] وِی جابر را به لعن امام علِی دستور داد و تهدِید كرد در صورت امتناع، دست و پاِیشان را قطع خواهد كرد.[٣] به نقل از جابر، وِی بر حَجّاج وارد شد و بخاطر استخفاف او نسبت به قبر و منبر رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله، بر او سلام نكرده است.[٤] با توجه به حكمرانِی حَجّاج در حجاز، جابر وصِیت كرده
[١] تارِیخ مدِینة دمشق (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج١١، ص٢٣٥.
[٢] تارِیخ ِیعقوبِی (احمد بن ِیعقوب م. ٢٩٢ق)، ج٢، ص٢٧٢؛ انساب الاشراف (بلاذرِی م. ٢٧٩ق)، ج١، ص٢٨٨؛ الكامل فِی التارِیخ (ابن اثِیر علِی بن محمد الجزرِی م. ٦٣٠ق)، ج٤، ص٣٥٨ و٣٥٩.
[٣] الامامة و السِیاسة (ابن قتِیبه م. ٢٧٦ق)، ج٢، ص٢٤.
[٤] تارِیخ مدِینة دمشق (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج١١، ص٢٣٤؛ الكامل فِی التارِیخ (ابن اثِیر علِی بن محمد الجزرِی م. ٦٣٠ق)، ج٤، ص٣٥٩: «حجّاج هنگام ترک ←