تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٧ - ملاقات جابر با امام باقر
٣. روزِی جابر به حضور امام سجاد رسِید در حالِی که امام باقر در سنِین نوجوانِی و در خدمت پدر بود. جابر به وِی گفت: اِی نوجوان! بِیا. حضرت آمد، جابر گفت: برو، حضرت رفت. سپس جابر گفت: قَسم به پروردگار کعبه، شمائلش همچون شمائل پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله است. آنگاه از حضرت سجاد پرسِید: اِین نوجوان کِیست؟ حضرت پاسخ فرمود: «هَذَا ابْنِِی وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِِی مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ»؛ اِین پسر و جانشِین من محمدِ باقر است. جابر برخواست و خود را روِی قدمهاِی امام باقر انداخت و قدمهاِی او را مِیبوسِید و مِیگفت: جانم به فداِیت اِی پسر پِیامبر خدا! سلام پدرت را بپذِیر، چراکه رسول الله صلِّی الله علِیه و آله بر تو سلام مِیرساند.
در اِین هنگام اشک در چشمان امام باقر حلقه زد و فرمود: «يَا جَابِرُ! عَلَى أَبِِی رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ عَلَيْكَ يَا جَابِرُ بِمَا بَلَّغْتَ السَّلَامَ»؛ اِی جابر! بر پدرم پِیامبر خدا درود باد تا آن زمان که آسمانها و زمِین برپاست و سلام بر تو اِی جابر که سلام آن حضرت را رساندِی![١]
٤. زِید فرزند امام سجاد مِیگوِید: خدمت پدرم بودم که جابر بن
[١] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج٤٦، ص٢٢٣ و٢٢٤؛ عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرک سيدة النساء إلى الإمام الجواد، ج١٩ - الباقر٧، ص٦١.